۱۳۸۹ اسفند ۲۶, پنجشنبه

نامه گروهی از رهبران سابق جهان به خامنه ای درباره موسوی و کروبی

در این نامه آمده است که بیش از سه هفته از "ناپدید شدن اجباری" آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و همسرانشان می گذرد و "خانواده های آنان از وضعیتشان بی خبرند."
میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد در چند هفته اخیر در وضعیت نامعلومی بودند و تماس آنها با خانواده هایشان تقریبا به طور کامل قطع بود تا زمانی که فرزندانشان از دیدار با آنها در فضایی"امنیتی" خبر دادند و گفتند که آنها سلامت هستند.
اعضای خانواده کروبی نیز روز پنجشبه ۱۹ اسفند گفتند که برای اولین بار پس از ۱۸ روز چراغ های خانه آقای کروبی روشن شده، اما کسی به زنگ در پاسخ نداده است.
فرزند مهدی کروبی روز چهارشنبه گفت که از یک روحانی مورد اعتماد خبر گرفته است که پدر و مادرش سالم هستند.
مسئولان حکومت ایران تأکید داشته اند که آقایان موسوی و کروبی به همراه همسرانشان در خانه های خود به سر می برند.
اما دادستان کل ایران در روز ۹ اسفند گفته بود که ارتباطات دو رهبر مخالفان دولت محدود شده است.
در نامه اعضای باشگاه مادرید که به امضای هشت تن از مقام های پیشین کشورهایی نظیر فرانسه، یمن و هلند رسیده نوشته شده: "به نظر نمی رسد که هنوز هیچ مقام قضایی مسئولیت حقوقی این ناپدید شدن و تهدیدات سنگینی که علیه ایشان ابراز شده است را بر عهده گرفته باشد."
در نامه باشگاه مادرید به آیت الله خامنه‌ای آمده است: "ما توجه شما را به خطرات مربوط به وهن و بی‌اعتباری که این گونه تجاوزات آشکار به مقررات حقوقی، برای نهادهایی که شما مسئولیت عالیه بر آن‌ها را بر عهده دارید موجب می‌شوند یادآور شویم."
 خامنه ای تاکنون هیچ اظهار نظری در مورد فشارهای اخیر بر آقایان موسوی، کروبی و همسرانشان نکرده است.
باشگاه مادرید در سایت رسمیش "خود را بزرگ‌ترین محفل روسای جمهور و نخست وزیران دموکراتیک" خوانده است.
در این گروه ۷۹ رهبر سابق از ۵۶ کشور جهان عضویت دارند.
امضا کنندگان این نامه عبارتند از:
ویلیام کوک، نخست وزیر هلند (۱۹۹۴-۲۰۰۲) و رئیس باشگاه مادرید
سزار گاویریا، رئیس جمهوری کلمبیا (۱۹۹۰-۱۹۹۴) و نایب رئیس باشگاه مادرید
لیونل ژوسپن، نخست وزیر فرانسه (۱۹۹۷-۲۰۰۲)
عبدالکریم ال ایریانی، نخست وزیر یمن (۱۹۸۰-۱۹۸۳) و (۱۹۹۸-۲۰۰۱)
والدیس بیرکاوس، نخست وزیر لتونی (۱۹۹۳-۱۹۹۴)
کجل ما ینی بوندویک، نخست وزیر نروژ (۱۹۹۷-۲۰۰۰) و (۲۰۰۵-۲۰۰۱)
شاندریکا کوماراتونگا، رئیس جمهور سریلانکا (۱۹۹۴-۲۰۰۵)
کسام ئوتیم، رئیس جمهور جمهوری موریس (۱۹۹۲-۲۰۰۲)

۱۳۸۹ اسفند ۲۵, چهارشنبه

مراسم چهارشنبه سوری در میان تدابیر شدید امنیتی و با شعارهای ضد حکومت برگزار شد




چهارشنبه سوری در تهران به همراه شعارهای ضدحکومتی
۱۳۸۹/۱۲/۲۵
جشن‌های چهارشنبه سوری امسال در میان تدابیر شدید امنیتی در شهرهای مختلف ایران برگزار شد.

به گفته شاهدان عینی و بر پایه تصاویری که از تهران منتشر شده، نیروهای امنیتی حضور سنگینی در خیابان‌های تهران داشتند اما با این حال به صورت پراکنده شعارهای ضدحکومتی نیز در از سوی مردم سر داده شده است.

در همین حال آنچنان که شاهدان عینی به رادیو فردا گفته‌اند، در برخی شهرهای استان خوزستان و به ويژه دزفول، مردم در تجمعات خود شعارهای «مرگ بر خامنه‌ای» و «مرگ بر دیکتاتور» سرداده‌اند.

برپایه این گزارش نیروهای ضد شورش در شهر دزفول با معترضان درگیر شده و با «پویینت بال» تلاش داشتند افراد را نشانه‌گذاری کنند.

در یکی از ویدئوهایی که در یوتیوب منتشر شده، شماری از مردم در تهران با روشن کردن آتش، شعار «مبارک، بن علی، نوبت سید علی» سر می‌دهند.

در ویدئوهای دیگر، نیروهای امنیتی درخیابان‌های تهران حضور پرشمار دارند.

خبرگزاری آلمان نیز گزارش می‌دهد شمار زیادی از نیروهای امنیتی و پلیس در مراکز مختلف شهر تهران مستقر شده بودند.

وب‌سایت جرس نیز گزارش داده است که در شرق تهران و در محدوده نارمک، با تاریک شدن هوا مردم شعارهای «یاحسین میرحسین، الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور» سر داده‌اند.

این وب‌سایت همچنین از درگیری‌های پراکنده در محدوده رودکی، نازی‌آباد، منیریه، شهرک اکباتان، گیشا و سعادت‌آباد خبر داده است.
در حالی که یکی از مقامات پلیس تهران تعداد بازداشت‌شدگان وقایع چهارشنبه‌سوری را حدود ۵۰۰ نفر اعلام کرده بود، جانشین فرمانده پلیس ایران گفت که تعداد بازداشت‌ها کمتر از انگشتان دست بوده است.
این در حالی است که گزارش شاهدان عینی و ویدیوهای منتشر شده در اینترنت نشان می دهد که دیشب در بعضی نقاط تهران و در بعضی شهرهای دیگر ایران، گروهی از شرکت کنندگان در مراسم چهارشنبه سوری شعارهایی علیه حکومت سر داده اند.
در بعضی ویدیوهای منتشر شده در یوتیوب شعارهایی مانند "مرگ بر دیکتاتور" و "دیکتاتور حیا کن کشورم رو رها کن" شنیده می شود و در یکی از این ویدیوها تصاویر مقامات عالی حکومت به آتش کشیده می شود.
گزارش هایی هم از تجمع مخالفان دولت در شهرهایی مانند شیراز،مشهد اهواز، بابل، سنندج، کرمانشاه، مریوان، مهاباد، سردشت و کامیاران منتشر شده است.

۱۳۸۹ اسفند ۲۲, یکشنبه

ملاقات فرزندان موسوی و رهنورد با والدین تحت تدابیر شدید امنیتی پس از قریب به یک ماه

به گزارش کلمه، فرزندان میرحسین و رهنورد در این نامه تصریح کرده‌اند که ملاقاتشان با پدر و مادر تحت کنترل شدید امنیتی و همراه با جلوگیری از طرح مسائل سیاسی بوده، و در عین حال به درخواست غیر قابل قبول نیروهای امنیتی برای سکوت درباره‌ی این ملاقات اشاره کرده‌اند. آنها در عین حال با تاکید بر اینکه نزدیک دو سال است که دوشادوش مردم این راه را پیموده‌اند، اعلام کردند که وظیفه‌ی خود می‌دانند مردم را نیز در جریان این ملاقات قرار دهند و معتقدند سکوت بیش از این در این باره به صلاح نیست.
متن کامل نامه فرزندان میرحسین و رهنورد خطاب به ملت به شرح زیر است:
دوستان، هم اندیشان و یاران عزیز ما
پیش از هرچیز نگرانی، دلسوزی همراهی و پرس و جوهای شما را قدر می دانیم و سپاسگزار مهربانی و بزرگواری های شماییم.
اکنون که این نامه را به شما می نگاریم از حصر والدین ما نزدیک به یک ماه می گذرد. در این یک ماه برای ما مشخص نبود که آنها روزگار خود را کجا وچگونه می گذرانند. اکنون هم برایمان مهم نیست آنها زندانی خانه بن بست اختر در پاستورند یا در حشمتیه، یا در خانه امنی در دماوند یا هرجای دیگر. مهمتر این است که زندان مختصات و تعریفاتی دارد و آن قطع ارتباط کامل اسیر از فضای بیرون است، زندان را نیروهای مسلح در دست دارند.

پس از هفته ها بی خبری مطلق، روز سه شنبه مورخ ۸۹/۱۲/۱۷ طی تماس های جداگانه تلفنی مقامهای امنیتی با خاله و عمویمان، آنها جهت توضیحات احضار شدند. اتفاقی مشابه برای تنها یکی از ما دختران نیز افتاد. در این ملاقاتهای امنیتی، گفته شد که امکان دیدار با والدین برای تنها او ممکن شده است. به خاله و عمو نیز این پشنهاد ارائه می شود که مورد قبول قرار نمی گیرد. پیشنهادی، هم شک برانگیز بود و هم خوشایند. به راستی بعد از اینهمه شایعات دردناک کدام دختریست که بتواند پس از اینهمه تلخی فراق از پدر و مادر دربرابر این پیشنهاد هرچند مشکوک مقاومت نماید. گل هم با اصرار آنها خریده شد وعازم دیدن پدر و مادر شدیم.

بعد از گرفتن قول و قرار و تاکید بر مطرح نکردن مباحث سیاسی وارد خانه ای که در پاستور بود شده و پس از گذشتن از حیاط این خانه که پر از نیروهای امنیتی و ونی با شیشه های سیاه بود وارد تنها اتاق خانه شدیم. پدر و مادر را که مشخص بود که از این ملاقات بی خبر بودند با هیجانی غیر قابل وصف در آغوش کشیدیم. همان صورت مهربان و پراز لطف پدر.همان آرامش ناشی از حضور مادر.

آزار دهنده تر از ده جفت چشم نیروهای امنیتی که از دیوار شیشه ای مارا زیر نظر داشتند، فرد امنیتی بود که حق به جانب و گویی که جزوی از اعضای خانواده است میان ما نشسته بود و با اظهار نظرها ادامه حرفها را به دلخواه خود خاتمه می داد.

در این ملاقات کوتاه امنیتی نکات قابل توجهی وجود داشت. یکی ضیافت شاهانه ای بود که با میزی پر از میوه وچای و نوشیدنیهای متنوع صورت گرفته بود و این نگرانی را القا می نمود که به احتمال قریب به یقین برای مقصودی تبلیغاتی آماده شده.

پدر با حساسیت ویژه ای تاکید کرد که روز بیست و پنجم بهمن، یعنی آغاز بی خبری ما از آنها در یورش ماموران امنیتی به خانه بسیاری از اسناد و مدارک دوران نخست وزیری که نمی بایست جز دست ایشان باشد به همراه حجم قابل ملاحظه ای از اوراق و کتاب ها وسی دی ها مادرم که محصول یک عمر تلاش و تدریس در دانشگاه های هنری بوده است ضبط گردیده است. در این یورش شخصی ترین اشیا خانه از جمله آلبوم های شخصی نیز مورد بازرسی قرار گرفت. اما با این همه مطمئن شدیم که پدر و مادر جدی تر از گذشته بر عهد خود با مردم وفادارند.

پس از اتمام این ملاقات محدود و غیر طبیعی از ما مصرانه خواسته شد که در این باره کاملا سکوت کنیم. فشار نیروهای امنیتی برای مسکوت نگه داشتن این موضوع برای ما ابهام برانگیز است. انگیزه ها و دلایل پنهان و آشکار و استفاده های احتمالی از آن هر چه باشد اجبار زندانبانان برای تن دادن به این ملاقات پیروزی بزرگی برای مردم ایران است. ما همچنان بر غیر قانونی بودن این حصر و محدودیتهای اعمال شده تاکید داریم
. ما نزدیک دو سال است که دوشادوش هم این راه را پیموده ونگاه امیدوار خود را به فرداهای روشن سبز دوخته ایم از این رو وظیفه خود دانستیم که شما خواهران و برادران عزیز را نیز در جریان این ملاقات قرار دهیم و سکوت در مورد این ملاقات را بیش از این صلاح ندانستیم. ما خواستار رفع فوری این محدودیتهای غیر قانونی برای پدر و مادرمان، خانواده بزرگوار و محترم کروبی و تمام بیگناهان دربندیم و در کنار مردم ایران برای تحقق این خواست قانونی پایداری خواهیم کرد. ما هرگونه اطلاع و خبر جدید را همچون پدرمان از طریق سایت کلمه در زمان های مقتضی به اطلاع ملت شریفمان خواهیم رساند.

به امید آزادی تمام پرندگان از کنج قفس های بی نام و بازگشتشان به آغوش خانه و خانواده
فرزندان میرحسین موسوی

۱۳۸۹ اسفند ۲۱, شنبه

تحریم اخراجی ها 3 در اکران نوروزی وظیفه همه

چند روز پیش اعلام شد که قراره اخراجی ها 3 با حمایت گسترده حکومتی اکران نوروزی شود با این فکر که رکورد بزنه و به جنبش سبز بگن این فیلم ضد جنبشو اکران گسترده میکنن.
از قراره معلوم همه دیگه داستانشو میدونن ولی یه اشاره کوچک میکنم.از این قراره که نویسنده و کارگردان احمق تو فیلم موسوی و هوادارانشو به طرز فجیعی به سخره میگیره و همون حرفای دروغه حکومتو تو فیلم نشون میده و....
خلاصه این فیلم توهین اشکار به جنبشه و باید تو عید به شدت تحریم بشه.چون کارگردانش و رژیم خیلی با اعتماد به نفس و غرور از فروش رکوردی این فیلم صحبت میکنن.اما باید گفت که زهی خیال باطل
(عزیزانی که عضو بالاترین هستن این لینکو میتوانند به بالاترین ارسال کنند)

۱۳۸۹ اسفند ۱۸, چهارشنبه

تماس تلفنی و دلجویی سیدمحمد خاتمی از فرزندان رهنورد و موسوی

سید محمد خاتمی، در تماسی تلفنی با فرزندان میر حسین موسوی از حصر غیر قانونی مهندس موسوی و دکتر رهنورد ابراز تاسف و از خانواده موسوی دلجویی کرد.
 سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان، در تماس تلفنی با دختران موسوی و رهنورد ضمن ابراز تاسف از اتفاقات اخیر  و دعوت ایشان به صبر و پایداری اظهار داشت: با حصر غیر قانونی فرزند معنوی امام(ره) و همسر مبارز و عالم ایشان با اتهام های واهی هر روز ضربه ای جدید به انقلاب وارد می شود.
وی دراین تماس تلفنی با تاکید بر صداقت میرحسین و دلبستگی ایشان برای  بازگشت به ارزشهای انقلاب، ابراز امیدواری کرد هر چه زودتر این مسائل حل شده و دوباره همه با هم برای رسیدن به اهداف خیرخواهانه ی خود برای میهمن عزیزمان ایران، تلاش کنیم.

فضای تهران بار دیگر امنیتی شد -17 اسفند

سایت کلمه، پایگاه خبری نزدیک به مخالفان دولت، به نقل از شاهدان عینی از شکل گیری تجمع هایی در نزدیکی میدان انقلاب تهران و توسل پلیس به گاز اشک آور برای متفرق کردن معترضان خبر داده است.
این سایت پیش تر از تجمع چندصد نفره معترضان در میدان مادر خبر داده بود.
حضور پرشمار مأموران انتظامی و امنیتی در خیابان ها و میادین اصلی شهر تهران از بعد از ظهر امروز گزارش می شد.
ویدیویی که یکی از مخاطبان بی بی سی فارسی برای ما ارسال کرده است، حضور تعداد زیادی از این مأموران را در میدان پونک، در شمال غرب تهران نشان می دهد.
ویدیوهایی هم در سایت یوتیوب منتشر شده که امروز بارگذاری شده است و در یکی از آنها مأموران پلیس در حال کتک زدن عده ای از معترضان با باتوم دیده می شوند.
ویدیوی دیگری در همین سایت تعداد زیادی موتورسوار بسیجی را نشان می دهد که از یکی از خیابان های نزدیک به میدان انقلاب عبور می کنند.
همچنین شاهدان عینی از حضور نیروهای امنیتی در میدان تجریش، خیابان شریعتی، شهرک غرب، خیابان انقلاب، میدان ولی عصر، میدان محسنی، خیابان میرداماد و خیابان ولی عصر خبر می دهند.
فعالان حقوق زنان ایران از ایرانیان خواسته اند که در روز جهانی زن برای دفاع از تساوی حقوق زن و مرد و همچنین خواسته های عمومی تر طرفداران آزادی و دموکراسی، به خیابان بیایند.
"شورای هماهنگی راه سبز امید" هم ضمن حمایت از این دعوت، از هواداران جنبش اعتراضی ایران خواسته است که ضمن حضور در خیابان ها و حمایت از خواسته های زنان، به بازداشت یا حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و فاطمه کروبی اعتراض کنند.
حکومت ایران در روزهایی که مخالفان دولت قصد راهپیمایی و تجمع دارند، از حضور خبرنگاران و عکاسان در خیابان ها جلوگیری می کند.
گفته می شود که برای فعالیت خبرگزاری های بین المللی هم در چنین روزهایی محدودیت های مضاعف اعمال می شود.

۱۳۸۹ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

خبر فوری فوری:خامنه ای مرد!!(در حقیقت نمرده متاسفانه)

به گزارش خبرگزاری فارس  (خامنه ای)  امروز 17 اسفند در گذشت.اطلاعات بیشتری ارائه نشده است.
اره درسته این خبر صحت نداره ولی دور نیست که این خبر بیاد و موجی از شادی در بین مردم ایجاد کنه.اون روزو میبینم که مردم همه به هم تبریک میگن شیرینی فروشا غلغله و خلاصه همه شادن.
این مطلبو نوشتم که خامنه ای بدونه چقدر سخته و ننگه که یه روزی با اعلام این خبر چه شوری در جامعه راه مییوفته و چقدر محبوبیت داره!
دوست دارم این لینک تیتره دنباله و بالاترین بشه و همه فکر کنن که اون روز اتفاق افتاده امروز و حکومت بدونه که پیشاپیش اون روز چی میشه
(عزیزانی که عضو بالاترین هستن این لینکو به بالاترین بفرستن.با تشکر)

۱۳۸۹ اسفند ۱۵, یکشنبه

استاد آمریکایی از نمایش سکس عملی در کلاس درس پوزش خواست!

مایکل بیلی، استاد روان‌شناسی در دانشگاه شیکاگو با انجام دادن آنچه که او «آزمایشی درباره آمیزش جنسی انسان‌ها» می‌خواند، جنجال‌برانگیز شد.
به گزارش شیکاگو سان تایمز، مایکل بیلی، استاد روان‌شناسی در دانشگاه شیکاگو در یکی از کلاس‌های درس روان‌شناسی درباره انحراف‌های جنسی مانند سادیسم و مازوخیسم به دانشجویان‌اش اجازه داد برای درک بهتر این بحث روان‌شناختی در حضور دیگران با هم هم‌بستر شوند.

پس از آن‌که رسانه‌های گوناگون گزارش‌هایی درباره این پرفومانس منتشر کردند، این موضوع اعتراض گروهی از مردم را برانگیخت.

پیامد این اعتراض‌ها این بود که سرانجام مایکل بیلی، استاد دانشگاه شیکاگو رسماً پوزش خواست و تعهد داد در آینده چنین نمایش‌هایی در کلاس‌های درس‌اش برگزار نکند.

با این‌حال این استاد دانشگاه یادآوری کرد که خشم و اعتراض مردم را درک نمی‌کند و اعتقاد دارد که پرفومانسی که در سمینار «آمیزش جنسی در انسان‌ها» برگزار کرده، هیچ‌گونه زیانی برای دانشجویان‌اش نداشته است.

مایکل بیلی در ادامه افزود دلایلی که مردم و رسانه‌ها بر ضد او آورده‌اند، هيچ‌يک علمی و منطقی نیست و هیچ‌یک از منتقدان و معترضان نتوانسته‌اند تاکنون دلیل بیاورند که چرا نمایش آزادانه انحراف‌های جنسی در کلاس درسی که به این موضوع می‌پردازد، زیان‌آور است.

با این‌حال مایکل بیلی به دلیل اعتراض‌هایی که به او و روش‌های آموزشی‌اش وارد آوردند، در یک نشست خبری از مردم پوزش خواست.

او در این نشست خبری که روز گذشته، ششم مارس در شیکاگو برگزار شد گفت: «متأسفم که خیلی‌ها را ناراحت کردم. اما خشم و رنجش هیچ‌گاه دلیل خوبی نبوده است.»

او در ادامه مجدداً تأکید کرد که به‌نظر او آزمایش‌ها و نمایش‌های جنسی به‌هیچ‌وجه آسیبی به کسی وارد نمی‌کند.

این ماجرای جنجال‌برانگیز بیست و یکم فوریه اتفاق افتاد. پروفسور جان بیلی در آن روز از دانشجویان‌اش دعوت کرد که در سمینار «رفتارهای نامتعارف جنسی» شرکت کنند و آزادانه و بی‌پرده درباره تمایلات جنسی نامتعارف‌شان سخن بگویند.

در میان دانشجویانی که در این سمینار شرکت کردند، دانشجویی به نام مارکوس و نامزد او، فیت کرول هم حضور داشتند. دانشجویان گزارش می‌دهند که فیت کرول خودش را به‌عنوان زنی که مایل است در حضور عده زیادی آمیزش جنسی داشته باشد، به دیگران معرفی کرد.

دانشجویان گزارش می‌دهند که فیت کرول در مدت کوتاهی کاملاً برهنه شد، رفت روی صحنه و حوله‌ای روی زمین پهن کرد و از نامزدش دعوت کرد که در حضور دیگر دانشجویان با او هم‌بستر شود.

دانشجویان گزارش می‌دهند که فاصله آن‌ها با این دو دانشجو زیاد بود و به‌خوبی نمی‌توانستند این صحنه را ببینند. برای همین تلاش می‌کردند خودشان را به صحنه نزدیک‌تر کنند.

در این میان – به گزارش یکی از دانشجویان – پروفسور مایکل بیلی به دانشجویان حاضر در این سمینار اخطار داد که اگر از نظر عرفی یا اخلاقی با این صحنه مشکل دارند، می‌توانند کلاس درس را ترک کنند.

چنین بود که سرانجام در حضور بیش از یک‌صد دانشجو فیت کرول و نامزدش با هم هم‌بستر شدند و سکس کامل کردند. این موضوع در دانشگاه شیکاگو هیاهو به پا کرد و در مدت کوتاهی به یک خبر جنجال‌برانگیز رسانه‌ای تبدیل شد.

مدیریت دانشگاه در ابتدا از مایکل بیلی، استاد روان‌شناسی دفاع می‌کرد. اما هنگامی که کار اعتراض‌ها بالا گرفت، دست از حمایت از او برداشتند.

آیت الله العظمی موسوی اردبیلی: توهین و حکم صادر کردن بدون دادگاه رویه عادی شده



آیت الله العظمی موسوی اردبیلی در بیانیه ای با اشاره به اینکه بر اساس هیچ یک از ضوابط شرعی، توهین و افترا به هیچ فرد و گروهی حتی در صورت اثبات جرم وی در محکمه عادله، جایز نمی ­باشد اظهار تاسف کرده است که:  در شرایط امروز کشور، ناظر و شاهد تبدیل آن به روندی عادی و فراگیر هستیم و هر شخص مسؤول و غیر مسؤولی به خود این اجازه را می­ دهد که بی­ پروا به هر فرد و گروهی که خواست اهانت کرده و یا بدون این که جرم وی در دادگاه صالحه ثابت شده و مجازات آن تعیین گردیده باشد، وی را متهم کرده و پیشاپیش حکم آن را نیز صادر نماید و خود را از عواقب آن در امان می­ بیند.
این مبارز دوران ستم شاهی که از شاگردان و یاران نزدیک بنیانگذار انقلاب اسلامی ایران بوده است در این نامه با انتقاد به اوضاع جاری کشور می گوید: بسی مایه تأسف و تأثر است که رفتارهایی که از جانب برخی به نام دفاع از اسلام و حکومت اسلامی انجام می­ شود، اعمالی بر خلاف شرع، قانون، اخلاق و کرامت انسانی است و روح عدالت­ طلبی، حق­ جویی و آزادی­ خواهی هر نظام مبتنی بر تعالیم اسلامی را تهدید می­ نماید.
متن کامل این بیانیه که در سایت ایشان منتشر شده است بدین شرح می باشد:
بسم الله الرحمن الرحیم
یا أیها الذین آمنوا اتقوا الله ولتنظر نفس ما قدمت لغدٍ واتقوا الله إن الله خبیر بما تعملون
شور و شوقی که در این ایام در کشورهای اسلامی منطقه به چشم می­ خورد و آزادی­ خواهی و عدالت‎طلبی مردمی که در این ممالک پس از رهایی از یوغ استعمار و بر خلاف آموزه­ های اسلامی در بند حکومت­ های جائر و مستبد گرفتار آمده بودند، یادآور خاطرات روزهای نخستین پیروزی انقلاب اسلامی ایران است و مردم کشورمان این رویدادها را آشنا با خود می­ یابند. به یقین تجربه­ های ملت بزرگوار ایران در طی بیش از سی سال جمهوری اسلامی، می­ تواند دستمایه­ ای قوی جهت درس ­آموزی برای این حرکت‎های مردمی باشد.
ولی آنچه باعث نگرانی است، رفتارهایی است که موجب تشویه سیمای نورانی تعالیم متعالی اسلام در پیش دیگران و ابهام ­آفرینی در اسوه بودن آن می­ گردد. بسی مایه تأسف و تأثر است که رفتارهایی که از جانب برخی به نام دفاع از اسلام و حکومت اسلامی انجام می­ شود، اعمالی بر خلاف شرع، قانون، اخلاق و کرامت انسانی است و روح عدالت­ طلبی، حق­ جویی و آزادی­ خواهی هر نظام مبتنی بر تعالیم اسلامی را تهدید می­ نماید.
بر اساس هیچ یک از ضوابط شرعی، توهین و افترا به هیچ فرد و گروهی حتی در صورت اثبات جرم وی در محکمه عادله، جایز نمی ­باشد، حال آن که در شرایط امروز کشور، ناظر و شاهد تبدیل آن به روندی عادی و فراگیر هستیم و هر شخص مسؤول و غیر مسؤولی به خود این اجازه را می­ دهد که بی­ پروا به هر فرد و گروهی که خواست اهانت کرده و یا بدون این که جرم وی در دادگاه صالحه ثابت شده و مجازات آن تعیین گردیده باشد، وی را متهم کرده و پیشاپیش حکم آن را نیز صادر نماید و خود را از عواقب آن در امان می­ بیند. بی­ شک این بلیه آتشی است که اگر محدود و خاموش نگردد، دامن گیر خرد و کلان شده و نه تنها اعتماد مردم به نظام را دچار تزلزل می­ نماید که آشفتگی و هرج و مرج اجتماعی را سبب می‎گردد و چشم ­اندازی تیره و تار در پیش رو به تصویر می‎کشد و چه بسا که موجب سخط الهی و نزول بلا گردد. إن السمع والبصر والفؤاد کل اولئک کان عنه مسؤولاً.
امید است که مسؤولان محترم و آحاد ملت شریف ایران با یادآوری ارزش های گرانقدر اسلامی و با سرلوحه قرار دادن اجرای عدالت همراه با رأفت و رحمت و التزام به قانون و توجه به حقوق شرعی و قانونی افراد، جهت رفع کدورت­ ها بکوشند و دوستان قدیم از در آشتی درآیند و سوابق مجاهدت­ ها و نیک­خواهی­ ها از یاد نرود و عرصه کشور جولان گاه فرصت ­طلبان داخلی و خارجی نگردد.
والسلام علیکم و رحمة الله
عبدالکریم موسوی اردبیلی

۱۳۸۹ اسفند ۱۴, شنبه

زندگی نامه کامل میر حسین موسوی(خواندنی و جالب)



سالیان آغازین زندگی

میرحسین موسوی خامنه (۱۱ اسفند ۱۳۲۰ در خامنه) سیاست‌مدار، نقاش و معمار اهل ایران است. او پنجمین و آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ بود. او پس از درگذشت روح‌الله خمینی، بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، با تغییر قانون اساسی و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. در سال ۱۳۷۷ فرهنگستان هنر را تأسیس کرد و تا دی‌ماه ۱۳۸۸ ریاست آن را بر عهده داشت.
موسوی در سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) در رشتهٔ مهندسی معماری و شهرسازی، مدرک کارشناسی ارشد دریافت کرد و از سال ۱۳۶۳ تاکنون عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی است. از سال ۱۳۶۸، به تدریس در دانشگاه تربیت مدرس پرداخت و هم‌زمان به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام منصوب شد. دیگر پست‌های او در گذشته وزیر امور خارجه در دولت محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی (سال ۱۳۶۰)، عضویت شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی، سردبیری روزنامه جمهوری اسلامی و ریاست ستاد انقلاب فرهنگی بوده‌اند. وی به زبان‌های فارسی، انگلیسی و عربی و ترکی آذربایجانی نیز تسلط دارد.
وی نامزد انتخابات جنجال‌برانگیز ریاست‌جمهوری دهم بود که همراه با دیگر معترضان، نتیجهٔ انتخابات را ناشی از تقلب گسترده در انتخابات دانست. او هم‌اکنون از رهبران جنبش اعتراضی ایران موسوم به جنبش سبز است و «راه سبز امید» را به عنوان بدنهٔ تشکیلاتی آن تأسیس کرده است. در نظرخواهی نشریهٔ تایم، میرحسین موسوی به عنوان تاثیرگذارترین فرد جهان در بین برگزیدگان تایم ۱۰۰ سال ۲۰۱۰ برگزیده شد

میرحسین موسوی
Mr. Musavi.jpg
میرحسین موسوی
شناسنامه
نام کامل میرحسین موسوی خامنه
معروف به میرحسین
مهندس موسوی
زادروز ۱۱ اسفند ۱۳۲۰ (سن: ۶۹ سال)
زادگاه خامنه، ایران
همسر زهرا رهنورد
فرزندان کوکب، زهرا و نرگس
اطلاعات سیاسی
حزب سیاسی اوایل انقلاب: حزب جمهوری اسلامی
سمت نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران (۱۳۶۸-۱۳۶۰)
پست‌های قبلی وزیر امور خارجه
عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی
عضو شورای انقلاب اسلامی
رییس دفتر سیاسی حزب جمهوری اسلامی
سردبیر و مدیر مسؤول روزنامه جمهوری اسلامی
عضو شورای بازنگری قانون اساسی
صاحب امتياز روزنامه کلمه سبز
مشاور سیاسی رییس جمهور در دوره هاشمی رفسنجانی
مشاور عالی رئیس جمهور در دوره خاتمی
رییس شورای اقتصاد
رییس بنیاد مستضعفان
عضو هیئت مؤسس دانشگاه آزاد
رئیس ستاد انقلاب فرهنگی
رییس فرهنگستان هنر
فعالیت‌ها تأسیس فرهنگستان هنر


سالیان آغازین زندگی

میرحسین موسوی در سال ۱۳۲۰ در شهر خامنه در استان آذربایجان شرقی به دنیا آمد. پدرش میراسماعیل، از بازرگانان چای از تبریز بود. او در خامنه بزرگ شد و پس از پایان دورهٔ دبیرستان در سال ۱۳۳۷ از خامنه به تهران آمد.[]
سید علی خامنه‌ای از اقوام دور پدری موسوی است. پدر این دو پسردایی و پسرعمه یکدیگرند. سید علی خامنه‌ای از دیرباز روابط خانوادگی نزدیکی با خانواده میرحسین موسوی داشته‌است، تا آن‌جا که او و برادرش سید محمد خامنه‌ای در دوران جوانی و زمانی که در مشهد و قم اقامت داشتند، هنگام سفر به تهران در خانهٔ پدری میرحسین موسوی اقامت می‌کردند.(خیلی بی چشم و رویی خامنه ای)[منبع این ادعا معتبر نیست]
او که مدرک کارشناسی ارشدش را در بهار سال ۱۳۴۸ از دانشگاه ملی ایران (شهید بهشتی) در رشتهٔ معماری و شهرسازی اخذ کرد و به عضويت هیئت علمی دانشگاه ملی ایران درآمد، طرح ادارهٔ مرکزی آب و فاضلاب اصفهان را در سال ۱۳۴۸ نوشت و تا سال ۱۳۵۰ آن را اجرا کرد. سپس طرح مجموعهٔ کانون توحید را در سال ۱۳۵۰ اجرایی کرد. کانون توحید چه پیش از انقلاب و چه پس از آن مرکز تجمع سیاسیون منتقد بوده و هست.
مير حسين موسوي هم چنين در دوران تحصيل همراه با ديگر دوستان خود انجمن اسلامي دانشگاه ملي را تأسيس کرد و پس از اتمام دانشگاه با همان دوستان شرکت سمرقند را بوجود آورد. اين شرکت جايي جهت تجمع دوستان به منظور مبارزه با حكومت پهلوي بود. در سال ۱۳۵۲ در اثر حمله عوامل ساواک به شرکت، کليه افراد آن به اتفاق ميرحسين موسوي و عبدالعلي بازرگان دستگير گرديدند.

آغاز فعالیت‌های سیاسی

 پیش از انقلاب

او در اواخر دههٔ چهل و اوایل دههٔ پنجاه خورشیدی، با گروه‌های ملی - مذهبی مثل نهضت آزادی و نهضت خداپرستان سوسیالیست نزدیکی داشت و از جمله کسانی بود که در جلسه‌های سخنرانی علی شریعتی در حسینیه ارشاد تهران حاضر می‌شد. میرحسین موسوی، که در آن دوران با نام هنری حسین رهجو فعالیت می‌کرد، از جمله افرادی بود که در تأسیس جنبش مسلمانان مبارز با حبیب الله پیمان همکاری کرد.
موسوی در سال ۱۳۴۸ زمانی که فارغ‌‏التحصیلی‌اش را جشن می‌گرفت، در یک نمایشگاه نقاشی که زهرا رهنورد از دانشجویان رشتهٔ مجسمه سازی ۴۸ ترتیب داده بود، بااو آشنا شد و ازدواج کرد. در همان سال‌ها او به دلیل سازمان‌دهی اعتراضات خیابانی بر علیه حکومت، بازداشت و زندانی شد.
با نزدیک شدن به انقلاب ایران و پررنگ شدن نقش رهبری روح الله خمینی در مبارزات ضد حکومت پهلوی، میرحسین موسوی نیز بیشتر به این جریان گرایش پیدا کرد و به ویژه به محمد حسینی بهشتی، از روحانیان بانفوذ نزدیک به روح الله خمینی، نزدیک شد.

 پس از انقلاب

با تأسیس حزب جمهوری اسلامی توسط محمد حسینی بهشتی در نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، میرحسین موسوی هم به این حزب پیوست و دبیر سیاسی این حزب شد و هم چنين به عضويت شورای انقلاب اسلامی درآمد. او همچنین سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی، ارگان حزب نیز بود و در این روزنامه مقالاتی در حمایت از دکتر محمد مصدق و جبهه ملی می نوشت که با مخالفت حسن آیت، محمود کاشانی و عبدالحمید دیالمه از اعضای حزب جمهوری اسلامی مواجه شد.  این سه نفر با اعطای پست وزارت امور خارجه به میرحسین موسوی در مجلس نیز مخالفت کردند.  در سال ۱۳۶۰ و در کابینه های محمدعلی رجایی، محمدجواد باهنر و محمدرضا مهدوی کنی موسوی به عنوان وزیر امور خارجه معرفی شد.

نخست‌وزیری

بعد از کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر، رئیس جمهوری و نخست وزیر وقت در انفجار ۸ شهریور ۱۳۶۰، علی خامنه‌ای، رئیس جمهور ایران شد و ابتدا علی‌اکبر ولایتی را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد، اما مجلس به ولایتی رأی اعتماد نداد و خامنه‌ای علی‌رغم اختلافاتی که در داخل حزب جمهوری اسلامی با میرحسین موسوی داشت، او را به عنوان نخست‌وزیر به مجلس معرفی کرد. موسوی از آن زمان تا سال ۱۳۶۸ برای ۸ سال، نخست‌وزیر ایران بود. خامنه‌ای در دورهٔ دوم ریاست جمهوری خود (۱۳۶۴) به شدت مخالف ادامهٔ نخست‌وزیری موسوی بود ولی با اصرار روح‌الله خمینی مجبور به معرفی دوبارهٔ او شد. خمینی، به دلیل گزارش محسن رضایی معتقد بود که کنار گذاشتن موسوی لطمهً جدی به روحیهٔ سربازان ایرانی در جنگ ایران و عراق خواهد زد و در پاسخ به ناطق نوری که تعدادی از روحانیون بلندپایه را برای مذاکره واسطه کرده بود، گفت: «انتخاب غیر از ایشان، خیانت به اسلام است.» و به همین دلیل خامنه‌ای در مذاکرات بعدی با ناطق نوری گفت: «حجت بر من تمام شد.» و موسوی را برای نخست‌وزیری معرفی کرد. نهایتأ در جلسهٔ رأی اعتماد به موسوی ۹۹ نماینده (از ۲۷۰ نماینده مجلس) به او رأی عدم اعتماد دادند و پس از آن مخالفان موسوی به ضدیت با ولایت فقیه متهم می‌شدند.
از آنجا که تقریبا تمام دوران نخست وزیری میرحسین موسوی همزمان با جنگ ایران و عراق بود، عموما از او با عنوان «نخست وزیر جنگ» یاد می‌شود. سیاست‌های انقباضی دولت او در آن دوران، که به عقیدهٔ خیلی‌ها گریزناپذیر بود، و به ویژه توزیع کالاهای اساسی با کوپن از جمله ویژگی‌هایی است که دولت موسوی عموما با آن‌ها به یاد آورده می‌شود.
اختلاف میان موسوی، که به جناح چپ جمهوری اسلامی تعلق داشت، با علی خامنه‌ای، که نزدیک‌تر به جناح راست جمهوری اسلامی تلقی می‌شد، در طول دوران هشت ساله همکاری این دو ادامه داشت و منجر به استعفای موسوی در سال های ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ از نخست وزیری شد که با استعفای وی موافقت نشد ؛ این اختلاف حتی یک بار در شهریور ۱۳۶۷ و کمی بعد از پایان جنگ ایران و عراق، به استعفای موسوی از نخست وزیری انجامید؛ او با نوشتن نامه ای خطاب به علی خامنه ای به ایجاد اختلال و دخالت های او در حوزه وظایف نخست وزیر اعتراض کرد  اما این استعفا از سوی علی خامنه ای خیانت به نظام نامیده شد؛ هر چند اختلافات زیاد با میرحسین موسوی را تایید کرد. این استعفا با مخالفت شدید خمینی روبرو و منتفی شد.
با بازنگری قانون اساسی در سال ۱۳۶۸ مقام نخست وزیری از ساختار سیاسی ایران حذف شد و با مرگ سید روح‌الله خمینی، میرحسین موسوی، و کل جناح چپ جمهوری اسلامی، حامی اصلی خود را از دست دادند. بنابراین میرحسین موسوی هفتاد و نهمین، و آخرین نخست وزیر ایران بود.
میرحسین موسوی همان زمان تا حدودی از دنیای سیاست کناره گرفت، به وادی هنر، که پیش از انقلاب در آن فعال بود، بازگشت. البته از آن هنگام تاکنون (۱۳۸۹) به‌طور پیوسته عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده‌است، هرچند معمولاً در جلسات آن شرکت نمی‌کند.



پس از نخست‌وزیری

میرحسین موسوی در این سال‌ها علی‌رغم کناره‌گیری از دنیای سیاست، مسئولیت‌های سیاسی حاشیه‌ای داشت. از جمله در سال ۱۳۶۸ با حکم خامنه‌ای عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد که این عضویت کماکان ادامه دارد. از سال ۱۳۷۵ نیز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده‌است. همچنین در دورهٔ ریاست جمهوری اکبر هاشمی رفسنجانی (۱۳۶۸ تا ۱۳۷۶) مشاور سیاسی رئیس جمهوری و در دورهٔ محمد خاتمی (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) مشاور عالی رئیس جمهوری بوده‌است.
اما عمدهٔ فعالیت‌های میرحسین موسوی در این بیست سال، هنری و دانشگاهی بوده‌است. او از میانهٔ دههٔ پنجاه خورشیدی مدرس دانشگاه شهید بهشتی بود و در دههٔ هفتاد هم به عضویت هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس در آمد. او در طی این سالها مواضعی نظیر اعتراض به ترور سعید حجاریان در سال ۱۳۷۸ ، اعتراض به توقیف فله ای مطبوعات در سال ۱۳۷۹ و اعتراض به عملکرد شورای نگهبان در انتخابات تهران در سال ۱۳۷۹ و همسو با اصلاح طلبان داشته است.
موسوی در سال ۱۳۷۷ و با حک
م خاتمی، رئیس فرهنگستان هنر شد و عمدهٔ فعالیت‌هایش را در قالب این نهاد پی گرفت.

فعالیت‌های علمی و هنری


(میرحسین موسوی در جوانی و در حال طراحی یک پروژه معماری.)
کارهای هنری او به خصوص در زمینهٔ نقاشی دارای کارهای برجسته‌ای است هر چند که نماد شهدای هفتم تیر را نیز او طراحی کرده‌است، به همین مناسبت ریاست فرهنگستان هنر را نیز بر عهده دارد. همسر او زهرا رهنورد ریاست دانشگاه الزهرا را به عهده داشت. او دانش‌آموختهٔ علوم سیاسی است با این همه او نیز در عالم هنر دستی دارد و تندیس «نرگس عاشقان» ساخته اوست که در میدان مادر (محسنی) در تهران نصب است. مهم‌ترین فعالیت‌های علمی و هنری میرحسین موسوی به شرح زیر اند:

سوابق شغلی

او عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام است. اعضای این دو نهاد حکومتی را رهبر نظام جمهوری اسلامی انتخاب می‌کند. سوابق شغلی میرحسین موسوی به شرح زیر است:


  (عزیزانی که عضو بالاترین هستند این لینک را به بالاترین بفرستند.با تشکر)

پدر پیر موسوی مدام می پرسد میرحسین کجاست



در همان روزهای نخست اعتراضات خیابانی شاپور کاظمی برادر زهرا رهنورد دستگیر و تحت فشار شدید در اوین قرار گرفت تا وادار به اعترافات تلویزیونی شود، سپس علی حبیبی موسوی، خواهر زاده میرحسین موسوی نیز در راهپیمایی اعتراضی عاشورا مورد هدف گلوله قرار گرفت و به شهادت رسید. پس از آن در آستانه ٢۵ بهمن و تظاهرات پیشنهادیِ رهبران جنبش سبز، نیمه شب چهارشنبه، بیستم بهمن ماه، صالح نقره کار ، خواهر زاده زهرا رهنورد و دبیر کمیته حقوقی ستاد میرحسین ، توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد. همزمان مهندس شریف زادگان همسر خواهر میرحسین موسوی که از وزرای سابق کابینه خاتمی محسوب می شد نیز بازداشت و تا کنون در زندان به سر می برند.
از سویی فشارها بر فرزندان مهدی کروبی نیز بالا گرفت. چنانچه پیش از این خود آقای کروبی هم در راهپیمایی مورد ضرب شتم قرار گرفته و فرزند وی بازداشت شده بود، اینبار نیز علی کروبی از روز دوشنبه، دوم اسفند دستگیر شد و تا کنون در بازداشت به سر می برد.
سه فرزند دیگر آقای کروبی در نامه ای با اشاره به هجوم نیروهای امنیتی به منزل برادرشان علی کروبی و دستگیری او و بازجویی از همسرش و همچنین فشار به فرزندان حسین کروبی خبر دادند که مانع از ادامه تحصیل آنها در شرایط کنونی شده است..
فشار بر اعضای خانواده مهدی کروبی و میرحسین موسوی از سوی حاکمیت در نهایت به خود این دو نامزد معترض انتخاباتی رسید و پس از راهپیمایی اعتراضی ۲۵ بهمن، ابتدا کلیه راه های ارتباطیِ این دو رهبرِ مخالفان دولت با فرزندان و اعضای خانواده قطع و سپس میله آهنی به گرد خانه میرحسین موسوی کشیده شد. در نهایت با اعلام نظر نهایی جنتی دبیر شورای نگهبان، به صورت رسمی اعلام شد که سران جنبش سبز در حصر به سر می برند. اما پس از آن فرزندان میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی خبر داده اند که پدران و مادران آنها در خانه های خود نیستند و بنا بر گزارش همسایه ها چراغ های خانه ی این دو رهبر معترضان خاموش است.
خبر مربوط به انتقال شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی به همراه فاطمه کروبی و زهرا رهنورد به زندان حشمتیه آخرین خبری بود که منتشر شد و سران حکومت را به شدت به واکنش واداشت تا در صدد تکذیب این خبر بر آیند. پس از آنکه وزیر امور خارجه و دادستان کل تهران اعلام کردند میرحسین موسوی و شیخ مهدی کروبی به همراه همسرانَ شان در خانه های خود مستقر هستند روزنامه کیهان نیز نوشت این دو رهبر معترضان می توانند با اعضای خانواده خود دیدار کنند.
دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در آخرین موضع گیری خود به صراحت اعلام کرده اند که خبر کیهان و مسولان نظام در مورد وضعیت پدر و مادرشان در تناقض با آنچه است که آنها در مقابل منزل پدر و مادر خود می بینند و هرگز اجازه دیدار به آنها داده نمی شود. جرس پیش از این گفتگویی با دختران موسوی انجام داد که آنها نسبت به بی خبری مطلق از وضیعت والدین خود ابراز نگرانی کرده بودند.
از طرفی صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در گفتگو با یورونیوز گفته است موسوی و کروبی در خانه های خود مشعول زندگی هستند و می توانند خانواده های خود را ملاقات کنند.
تقی کروبی فرزند شیخ مهدی کروبی در وب سایت خود بر بازداشت موسوی و کروبی و بی خبری خانواده خود از آقای کروبی تاکید کرد و خطاب به صالحی نوشت که راه فرار از آثار زیانبار دستگیری سران جننبش اعتراضی ایران در عرصه های بین المللی، « توسل به دروغ» نیست.
به دنبال اظهارات جدید وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی جرس به سراغ برخی از اعضای خانواده میرحسین موسوی رفته است تا آخرین وضیعت موسوی و رهنورد را با توجه اخبار منتشر شده از سوی مقامات رسمی جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه منعی برای دیدار آقای موسوی و خانم رهنورد با خانواده وجود ندارد، جویا شود.
پدر شهید موسوی: ما حتی نمی دانیم آقای موسوی و همسرشان کجا هستند
خواهر میرحسین موسوی که پیش از این پسر وی علی موسوی در جریان راهپیمایی روز عاشورا به شهادت رسیده بود نیز نسبت به وضیعت آقای موسوی و خانم رهنورد بی خبر است اما در شرایطی به سر می برد که قادر به گفتگو نیست. همسر وی میر حسن حبیبی موسوی ، پدر شهید علی موسوی در مورد آخرین وضعیت میرحسین موسوی و زهرا رهنورد می گوید: ما هنوز هم نمی دانیم چه خبر است و آقای مهندس موسوی و همسرشان واقعا کجا هستند، تا کنون هیچ تماسی از سوی مهندس موسوی با دختران و سایر اعضای خانواده برقرار نشده و این اگرچه درد آور است اما توکل ما به خداست.
وی در خصوص اظهارات مقامات رسمی کشور مبنی بر اینکه منعی برای دیدار میرحسین موسوی و زهرا رهنورد با خانواده وجود ندارد، گفت: ما هیچ خبری از آقای موسوی و همسرشان نداریم و اگر این خبرها درست است پس چرا دختران آقای موسوی اجازه ندارند با والدین خود دیدار کنند؟
میرحسین حتی در دوران نخست وزیری هم خواستار قدرت نبود
وی در ادامه ی این گفتگو با بیان این نکته که مهندس موسوی هم همانند همه مردم نگران کشور بود، می گوید: آقای موسوی حتی در زمانی که نخست وزیر بودند هم خواستار قدرت نبود و دغدغه اش در واقع خدمت به مردم بود، ایشان چون از دل همین مردم بر آمده است، مردم را هم دوست دارند و نمی توانند ببینند که مردم رنج می کشند برای همین آمد و برای همین هم ایستاد. بسیاری از دوستداران ایشان اخلاص و تقوای آقای موسوی را می شناسند. حتی کودکان فامیل هم می دانند که ایشان چقدر مهربانانه نوازش شان می کند. من فکر نمی کنم با زندانی کردن و یا دور نگاه داشتن چنین شخصیتی از مردم، کسی ایشان را فراموش کند. به نظرم با این کار یک جامعه را از محبت و خدمت آقای موسوی محروم کرده اند. مملکت را از اخلاصِ مردی که حرصِ قدرت نداشت محروم کرده اند.
موسوی و رهنورد توسط رقبای عقیدتی خود گرفتارند
آقای حبیبی موسوی در پاسخ به پرسشی، وضعیت خانواده خود و همچنین وضعیت دختران موسوی و رهنورد را همانند وضعیت سایر زندانیان تعریف می کند و می گوید: به هر حال دختران همیشه برای پدران و مادران خود نگران می شوند . وضعیت بی خبری از پدر و مادر ی که برای عدالت و حق پا به میدان گذاشته اند و اکنون توسط رقبای عقیدتی خود که با آنها دشمنی می کنند، گرفتارند نگران کننده است. وقتی که کسی مسئولیت این زندان یا ربوده شدن غیر قانونی را به عهده نمی گیرد این نگران کننده است.
پدر پیر موسوی مدام می پرسد میرحسین کجاست؟
وی ادامه داد: پدر آقای موسوی پیرمردی بیمار و چشم به راه است که آقای موسوی هفته ای یک بار همیشه به دیدن شان می رفت، اما این روزها ایشان هم مدام به ما می گوید: میرحسین کجاست… ما هنوز به ایشان اطلاع نداده ایم و توکل همه ی ما به خداست.
چنین مردی را از خانواده دور کرده اند…
وی همچنین تاکید کرد: آن زمانی که میرحسین موسوی در روزهای جنگ نخست وزیر بوده اند، به همان اندازه که دلنگران مسائل سخت و پیچیده جنگ بود دلنگران تک تک افراد درگیر این وضع هم بود. مثلا پیش می آمد مواردی که در مورد وضعیت یکی از آسیب دیدگان جنگی در خوزستان حرف می زدیم به سرعت پیگیر وضیعت آن می شد. چنین آدمی که قدرت او را از ارزش های اخلاقی، انسانی و مردمی دور نمی کرد را امروز از خانواده و مردمی که دوستش دارند دور کرده اند و این دردناک است.
اروزی میرحسین برای خانواده های زندانیان
پدر شهید موسوی می گوید: آرزوی ما این است که همه زندانیان آزاد شوند و در کنار خانواده خود باشند و این آرزوی قلبی آقای مهندس موسوی بود که مشکلات خانواده های زندانیان حل شود، برای ما کمی سخت است از خودمان بگوییم.
از آقای حبیبی موسوی در مورد وضعیت آقای شریف زادگان همسر خواهر دیگر آقای میر حسین موسوی که در زندان به سر می برد می پرسم که پاسخ می دهد: همسر آقای شریف زادگان بیماری سختی دارند که هر بار باید شیمی درمانی شوند، در چنین وضعیتی زندانی شدن آقای شریف زادگان ناراحت کننده است اما باز هم تاکید می کنم که ما هم مثل خانواده سایر زندانیان همه امیدمان به خداست.
این انصاف و عدالت نیست که خانواده ها را در بی خبری نگه داریم
وی در پاسخ به پرسشی در خصوص وضعیت پرونده کشته شدن پسر خود علی موسوی در روز عاشورا می گوید: دست ما هم مثل دست سایر خانواده ها از همه جا کوتاه است. کسی پاسخگو نیست.
وی در پایان تاکید می کند: مسائل ما شخصی نیست . اما این عدالت نیست که مردم یک کشور را از خدمتِ مردان خوب خدا محروم نگاه دارند. این انصاف نیست که خانواده ها را در بی خبری نگاه دارند. خوشبختانه خداوند به ما صبر عطا کرده است و حتی این روزها وقتی نوه کوچکم که پدرش در عاشورا شهید شده است را می بینم خدا را شاکرم که به مادر ایشان هم صبر داده است تا این رنج بزرگ را تحمل کند. با این همه یقین داریم که این بی عدالتی ها پایدار نمی ماند.



۱۳۸۹ اسفند ۱۱, چهارشنبه

پلاکاردهای اعتراضی در استقبال مردم خرم آباد از احمدی‌نژاد دروغگو

در حالی که  احمدی نژاد اخیرا گفته بود که ایران تنها کشوری است که در آن گرسنه وجود ندارد، روی پارچه نوشته ای که گروهی از حاضران در سخنرانی او در خرم آباد در دست گرفته اند، نوشته شده است: "ما کارگران پارسیلون گرسنه ایم".

انگیزه‌هایی مثل زهرا رهنورد و فاطمه کروبی(شیر زنان)


-بالاخره بعد از چند روز چانه‌زنی پذیرفتیم زندان‌‌ همان حصر است یا به عبارتی حصر خانگی معنایش زندان است و زندان، الزاما خانه امن! نیست و خانه امن جایی است که به آن پناه می‌برند نه اینکه به زور کسی به آنجا برده شود. به عبارتی، جایی که به زور کسی را به آنجا ببرند و حصرش کنند نام دیگرش در محاوره ما مردم زندان است. حالا اینکه چرا این همه با خودمان تعارف داشته‌ایم و از به کار بردن واژه زندان برای چهار رهبر نمادین جنبش سبز پرهیز داشتیم بماند!

اما نگرانی‌ها با دانستن اینکه خانم‌ها کروبی و رهنورد و آقایان موسوی و کروبی از حصر خانگی به حشمتیه نامی/جایی/زندانی برده شده‌اند یا جای دیگر، فرقی در اصل ماجرای زندانی شدن آن‌ها ندارد. این نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که مکان نگهداری آن‌ها نامعلوم باشد و خبرگزاری فارس اصرار داشته باشد آن‌ها همچنان در خانه‌هایشان هستند اما شب‌ها هم چراغ را روشن نمی‌کنند!

نگرانی وقتی بیشتر می‌شود که این قایم موشک بازی نام زندانهای نا‌آشنایی را رو می‌کند که تازه معلوم نیست این چهار نفر به کدام یک از آن‌ها برده شده‌اند؟ اینکه به ویژه زهرا رهنورد و فاطمه کروبی در معرض چه تهدیدهایی به خاطر زن بودن‌شان قرار دارند. این نگرانی ربطی به استقامت و باور آن‌ها در پایداری در راهی که برگزیده‌اند ندارد. اما هنوز برای ما هر زن زندانی، زهرا کاظمی، یک تجربه تهدیدآمیز جدی است. بنابراین حق داریم که نگران باشیم آیا خانم‌ها رهنورد و کروبی با هم‌اند؟ آیا مردان غریبه این دو زن زندانی را محصور کرده‌اند؟

اما نگرانی‌ها فقط به حصر جان و تن آدمی بر نمی‌گردد. گاهی پاتکی که از جانب خودمان به خودمان می‌رسد چنان باور نکردنی است که باید با خودمان تکرار کنیم «حتما اشتباه شده است» وگرنه نمی‌شود  در حالی که جنبش سبز را نام دختری آزاده به نام ندا به جهان معرفی کرد، و نمی‌شود در حالی که نیمی از بدنه این جنبش زنانی بوده‌اند که جان را به کف دست‌هایشان گرفتند و روزهای شنبه پرچم دادخواهی فرزندان قربانی شده میهن را در پارک لاله به اهتزاز درآوردند، و نمی‌شود به خاطر بهاره‌ها و نسرین‌ها و نرگس‌ها و ژیلا‌ها و... و نمی‌شود به ده‌ها دلیل دیگر «به طور سهوی» بیانیه اخیر شورای هماهنگی راه سبز امید، روز سه شنبه ۱۷ اسفند مصادف با روز جهانی زن را از تقویم سه شنبه‌های اعتراض حذف کند.

نه، نمی‌شود! حتما اشتباهی رخ داده است. نمی‌شود که با وجود فراخوان برخی از فعالان، مبنی بر اعتراض در سه سه شنبه تا آخر سال که یکی تولد میر حسین موسوی بوده و دومی روزجهانی زن و سومی چهارشنبه سوری، سایت نوروز با انتشار فراخوان دیگری به صورت کاملا سهوی دومین سه شنبه از قلم بیندازد.

امیدوارم نوشتن این یادداشت به این پاسخ تکراری منجر نشود که الان وقت این حرف‌ها نیست! چون من به شخصه نمی‌دانم کی باید چنین حرفی را گفت و نوشت.

بسیاری از فعالان جنبش زنان همواره براین باور بوده‌اند که پیوند جنبش زنان با مسائل سیاسی، این جنبش اجتماعی برآمده از نابرابری زن و مرد را آسیب پذیر می‌کند. چون تجربه نشان داده است که حضور ما زنان برای نمایش اقتدار احزاب و گروه‌های سیاسی بسیار مناسب و موثر است. اما این پرداخت هزینه همواره یک سویه و یکطرفه بوده است. حضور زنان آنجا که به رای و اراده سیاسی است، مهم است و با شکوه و... اما به محض اینکه حرف از حقوق زنان می‌شود و به ویژه قرار است که زن را با هویت زنانه‌اش بپذیریم، نه صرفا همسر و مادر بودن، اینجاست که گویا مرز بندی‌ها عیان می‌شود.

اما واقعیت این است که زنان را کسی با دعوت به خیابان نیاورده است. امسال نیز همچنان زنان برای برابری و آزادی راه خود را خواهند پیمود همچنان‌که در تمام این سال‌هایی که فعالان سیاسی به چانه‌زنی در قدرت مشغول بودند، زنان برای نمایش مبارزه‌شان برای کسب حق برابر در خیابان‌های نا‌امن تهران فریاد زدند و هزینه دادند.

امسال اتفاقا ما زنان برای سر دادن فریاد اعتراض انگیزه قوی‌تری داریم. به خاطر دوستان‌مان، به خاطر زنانی که در زندانند، به خاطر زنانی که کشته شدند، به خاطر زنانی که آغوش گشودند تا خیابان از تیزی خشونت، فرش خون نشود و به خاطر زهرا رهنورد و فاطمه کروبی که سودای ریاست جمهوری هم نداشتند اما هم‌پای همسران‌شان هزینه داده‌اند.

انگیزه‌های ما بسیار است. اما این‌ها دلیل نمی‌شود که نگوییم حذف روز جهانی زن از تقویم سه شنبه‌های اعتراض، به هر دلیلی صورت پذیرفته باشد، آن هم در شرایطی که همگرایی و همدلی، یک نیاز عمومی در این روزهای سرد و سخت است، توهین به همه زنان و مردانی است که این روز را از آن خود و از آن مبارزه با حق برابر کرده‌اند. 

تجمع‌های اعتراضی گسترده در تهران و چند شهر دیگر 10 اسفند

به دنبال بازداشت میرحسین موسوی، مهدی کروبی و همسرانشان روز سه‌شنبه تهران و چند شهر دیگر ایران از جمله شیراز، اصفهان و مشهد یک بار دیگر شاهد تظاهرات گسترده مخالفان بود که این تظاهرات با واکنش شدید نیروهای انتظامی و امنیتی روبرو شد و گزارش‌هایی نیز درباره بازداشت شماری از تظاهرکنندگان منتشر شده است.

به نوشته سایت‌ اینترنتی تجمع مردم تهران در اعتراض به زندانی شدن میرحسین موسوی و مهدی کروبی، از رهبران مخالفان در ایران، در روز سه‌شنبه به نقاط مختلف شهر از جمله میدان فردوسی و خیابان‌های نواب و بهبودی گسترش یافته است.

بر اساس این گزارش حضور مردم در میدان فردوسی «پرشمار» است و هر لحظه نیز بر شمار تظاهرکنندگان در این میدان افزوده می‌شود.

همچنین گزارش‌های دیگر حاکی از آن است که مردم در خیابان‌های نواب و بهبودی در تقاطع خیابان آزادی نیز تجمع کرده‌اند.

گزارش دیگری حاکی از آن است که همزمان با تاریک شدن هوا، هجوم نیروهای امنیتی و لباس‌شخصی به تظاهرکنندگان شدت گرفته است و نیروهای گارد ضد شورش از جمله با استفاده از باتوم، شوکرهای برقی و گاز اشک آور به مردم حمله کرده‌اند.

همچنین صدای شلیک گلوله نیز در مناطق مرکزی تهران از جمله میدان انقلاب و خیابان‌های اطراف شنیده شده است.

از سوی دیگر گزارش سایت کلمه حاکی از آن است که از ساعت حدود ۱۸ و ۳۰ دقیقه روز سه‌شنبه نیروهای بسیج، لباس شخصی و گارد ضد شورش از تردد مردم از سمت چهار راه ولی‌عصر به سمت میدان انقلاب جلوگیری کرده و عملاً ورودی‌های میدان انقلاب را مسدود کرده‌اند.

گزارش‌های دیگر از درگیری میان تظاهر کنندگان و نیروهای بسیجی و لباس‌شخصی در حد فاصل چهار راه ولیعصر و میدان ولیعصر حکایت دارد.

همزمان یک شاهد عینی در گفت و گو با رادیو فردا از پرتاب گاز اشک‌آور توسط نیروهای امنیتی خبر داده و شمار جمعیت حاضر را قابل مقایسه با میزان جمعیت در تظاهرات روز ۲۵ بهمن دانسته است.

به گفته این شاهد عینی خیابان انقلاب و خیابان آزادی و نیز خیابان‌های منتهی به این دو خیابان شاهد تجمع‌های معترضان است و تظاهرکنندگان شعارهایی مانند «یاحسین میرحسین» و «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهند.

در همین حال سایت‌ اینترنتی سحام‌نیوز، از برگزاری تجمعات گسترده‌ اعتراضی در روز سه‌شنبه در اسلام‌شهر، واقع در جنوب غربی تهران خبر داده است.

بر اساس این گزارش مردم در جمع‌های پراکنده در این شهر شعارهای «مرگ بر دیکتاتور» و «موسوي و کروبی آزاد باید گردند» سر دادند و به گفته شاهدان عینی شماری از مردم و معترضان در اسلام‌شهر نیز بازداشت شده‌اند.

همچنین گزارش‌ها حاکی از آن است که صدای تیراندازی نیز در اطراف دانشگاه آزاد اسلامشهر شنیده شده است.

اسلام‌شهر یکی از شهرهای حاشیه‌ای تهران است و از مناطق نسبتاً فقیرنشین تهران به شمار می‌آید.

از سوی دیگر گزارش‌هایی نیز درباره برگزاری تجمع‌های اعتراض‌آمیز در سایر شهرهای ایران از جمله شیراز، مشهد و اصفهان منتشر شده است.

به گفته یک شاهد عینی در حدود ساعت ۱۹ و ۳۰ دقیقه عصر روز سه‌شنبه، خیابان ساحلی از سمت فلکه گاز مسدود شده است و ترافیک تا خیابان ارم ادامه دارد و تظاهرات «شدید»‌ و سرکوب بسیار شدیدی از جمله در خیابان ملاصدرا شیراز در جریان است.

یک شاهد عینی دیگر از بازداشت شماری از تظاهرکنندگان در شیراز خبر داده و جمعیت تظاهر کننده در خیابان‌های مرکزی این شهر را «بسیار زیاد» و بیشتر از شمار تظاهرکنندگان در روز اول اسفند اعلام کرده است.

به گفته وی به محض این که تجمع کنندگان شروع به شعار دادن می‌کردند، نیروهای امنیتی به آنها حمله می‌کردند و در این میان از گاز اشک‌آور نیز علیه تجمع‌کنندگان استفاده کرده‌اند.

همچنین به گفته یک شاهد عینی دیگر از مشهد،‌خیابان راهنمایی این شهر در عصر روز سه‌شنبه شاهد حضور انبوه تظاهرکنندگان بود که واکنش نیروهای امنیتی و لباس شخصی را به دنبال داشت.

به گفته این شاهد عینی شمار زنان و دختران دانشجو شرکت کننده در تظاهرات روز سه‌شنبه در مشهد به مراتب بیشتر و با انگیزه‌تر از تظاهرات روز ۲۵ بهمن و یکم اسفند ماه بوده است.

همچنین به گفته وی شماری از تظاهرکنندگان در مشهد نیز از سوی نیروهای انتظامی و امنیتی بازداشت شدند.

۱۳۸۹ اسفند ۱۰, سه‌شنبه

فریاد بی سابقه الله اکبر و یا حسین میرحسین در تهران و شهرستان‌ها

گزارش‌های رسیده، حاکی از طنین‌انداز شدن فریاد الله اکبر، یا حسین میرحسین و یا مهدی شیخ مهدی در بسیاری از محله‌های تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور است. این شعارها به حدی گسترده بوده که برخی شاهدان، فضای امشب تهران را با شعارهای شبانه در تابستان ۸۸ مقایسه کرده‌اند.
بر اساس گزارش‌های رسیده به کلمه و خبرهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، اهالی تهران در محله‌های شهرک غرب، سعادت آباد، پونک، ونک، باغ فردوس، سید خندان، خیابان آفریقا، خیابان ستارخان، خیابان سهروردی، یوسف آباد، نیاوران، زعفرانیه، قلهک، میدان ولیعصر، خیابان کارگر، محمودیه، توانیر، صادقیه، گیشا، تجریش، شهرک آپادانا، خیابان طالقانی، میدان فاطمی و بسیاری محله‌های دیگر شب‌هنگام به پشت بام‌ها رفته و شعار داده‌اند.
از جمله شعارهایی که در این گزارش‌ها به آنها اشاره شده، می‌توان به این موارد اشاره کرد:
الله اکبر
مرگ بر دیکتاتور
یا حسین، میرحسین
یا مهدی، شیخ مهدی
موسوی، کروبی، آزاد باید گردند
مصلحی بیچاره، خرید که ترس نداره
موسوی زنده باد، کروبی پاینده باد
علاوه بر تهران، از اصفهان و کرج و شیراز نیز گزارش‌هایی درباره شعارهای شبانه برای کلمه ارسال شده است.
مهدی خزعلی در وب‌سایت شخصی‌اش در این باره نوشت: الان که این سطور را می نگارم, ۲۰ دقیقه است که صدای تکبیر قطع نمی شود, شاید بیش از یک سال است که علی رغم فراخوان به تکبیر شامگاهی- در نزدیکی منزل ما – کسی تکبیر نمی گفت , اما امشب شور و هیجان تکبیر مثل تیرماه پارسال بود, نمی دانم اینها که می گویند جنبش مرده است, از مرده هم که صدایی در نمی آید, این الله اکبرها ز چیست! این فریادها ز کیست؟ شاید مردگان سر از قبر درآورده و تکبیر می گویند! مردگان را بر بام چکار! اما راست می گویند, این مردم مرده اند, اگر مرده نبودند که اوضاعشان این نبود! کفنشان را – ببخشید شهیدشان را – می دزدند و باتومی هم حوالت می دهند تا مردم بگویند ” صد رحمت به کفن دزد اولی! ”
ندای سبز آزادی هم گزارش داد: هنوز ساعاتی از انتشار خبر دستگیری رهبران جنبش سبز در رسانه های مخالف دولت منتشر نشده که بانگ الله اکبر شهروندان تهرانی آسمان تهران را بر سر دیکتاتورهایش لرزاند. امشب رأس ساعت ۱۰ در محله های مختلف تهران به همراه شعارهایی نظیر ” یا حسین، میرحسین ” و ” یا مهدی، شیخ مهدی ” شنیده می شود.