۱۳۹۰ اردیبهشت ۹, جمعه

شاهزاده ویلیام و کیت میدلتون ازدواج کردند

مراسم عقد پرنس ویلیام و کیت میدلتون راس ساعت ۱۱ صبح به وقت بریتانیا در حضور میهمانان ویژه و در حالی که میلیون ها نفر در سراسر جهان از طریق تلویزیون نظاره گر آن بودند، در کلیسای وست مینستر در مرکز لندن انجام شد.
پس از برگزاری مراسم، عروس و داماد در حالی که سوار بر کالسکه ای روباز بودند، در میان ابراز احساسات کسانی که از نخستین ساعات امروز (۲۹ آوریل ) درخیابانها حضور داشتند، به کاخ باکینگهام رفتند.
براساس گزارش ها، پس از مراسم، ملکه بریتانیا به پرنس ویلیامز لقب دوک کمبریج و به کیت میدلتون لقب دوشس کمبریج را داده است.
در این مراسم، چهره های سیاسی، هنری و ورزشی از جمله دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا و همسرش، جان میجر، از نخست وزیران پیشین بریتانیا، جولیا گیلارد، نخست وزیر استرالیا،دیوید بکهام، فوتبالیست سرشناس به همراه همسرش، التون جان خواننده و آهنگساز بریتانیایی و گای ریچی کارگردان بریتانیایی حضور داشتند.
براساس گزارش ها با وجودی که گفته می شود خانواده عروس و داماد تلاش کرده اند تا با توجه به بحران اقتصادی موجود از هزینه های عروسی کم کنند تا از انتقادها بکاهند، اما گفته می شود این مراسم دست کم دو میلیون پوند برای بخش های عمومی بریتانیا هزینه داشته است.
گزارش ها حاکی از آن است که در جریان مراسم عروسی ۴۳ نفر در لندن در ارتباط با احتمال ایجاد ناامنی در مراسم توسط پلیس بازداشت شده اند.
از این مراسم عروسی ، به عنوان بزرگترین و مهم ترین رویداد سلطنتی طی سی سال گذشته یعنی از زمان ازدواج پرنس چارلز و دایانا اسپنسر، پدر و مادر پرنس ویلیام، یاد شده است.

فاطمه کروبی: از حقوق رایج یک زندانی هم برخوردار نیستیم

فاطمه کروبی که هفته گذشته پس از پشت سر گذاردن ۷۱ روز حبس خانگی اجازه یافته بود برای پیگیری امور درمانی خود از حبس خانگی خارج شود، گفته است در دوران حبس خانگی از «حقوق رایج» یک زندانی هم برخوردار نبوده و ماموران امنیتی حتی آپارتمان مسکونی وی و همسرش را نیز در اختیار دارند.
بیشتر بخوانید:

فاطمه کروبی، همسر مهدی کروبی، از رهبران مخالفان در ایران، در نخستین اظهارنظر خود پس از سپری کردن بیش از دو ماه در حبس خانگی،‌ در گفت و گویی با سایت‌ اینترنتی سحام نیوز، به بیان وضعیت خود و همسرش در این مدت پرداخته است.

وی در این گفت و گو که متن آن روز جمعه منتشر شده، در این باره اظهار داشته است: «واژه حصر که در بیرون رایج است درست نیست، زیرا ماموران امنیتی نه تنها تمام مجتمع مسکونی را تصرف کرده‌اند بلکه حتی آپارتمان مسکونی ما را نیز در اختیار دارند.»

همسر مهدی کروبی همچنین در باره وضعیت خود در دوران بازداشت خانگی گفته است: «من حقوق رایج یک زندانی نظیر حق هواخوری روزانه و یا دسترسی به تلفن، حتی برای یک بار هم در ۷۱ روز گذشته نداشته‌ام. در این باب سخن بسیار است که انشاالله در آینده به آن خواهم پرداخت.»

خانم کروبی همچنین اظهار داشته است: «تا پیش از عید شرایط بسیار سخت و برخوردها خشن بود و اساساً من و همسرم از حقوق اولیه یک زندانی انفرادی هم برخوردار نبودیم. اما در سال جدید رویکرد دیگری حاکم شد و اوضاع حبس من و همسرم کمی بهتر گردید.»

وی همچنین درباره وضعیت مهدی کروبی نیز گفته است:‌ «روحیه آقای کروبی بحمدلله بسیار خوب است و همانطور که بارها خود گفته‌اند به مسیر خود در جهت اصلاح انحراف به وجود آمده در انقلاب و دفاع از حقوق مردم ایمان دارند و در این راه آماده پرداخت هر هزینه‌ای هستند.»

به نوشته سایت اینترنتی سحام نیوز، فاطمه کروبی که هفته گذشته پس از پشت سر گذاردن ۷۱ روز حبس خانگی برای پیگیری امور درمانی خود، اجازه خروج از حبس خانگی را یافته بود، روز گذشته یک بار دیگر به حبس خانگی بازگشته است.

وی به همراه همسرش مهدی کروبی از روز ۲۱ بهمن سال گذشته و پس از فراخوان رهبران مخالفان برای برگزاری راهپیمایی ۲۵ بهمن ماه، که شمار زیادی از هواداران جنبش سبز در آن شرکت داشتند، در حبس خانگی به سر می‌برد.

همچنین میرحسین موسوی، یکی دیگر از رهبران مخالفان در ایران نیز به همراه همسرش زهرا رهنورد، در این مدت در بازداشت خانگی به سر‌برده‌اند.

در فروردین ماه سال جاری و پس از درگذشت پدر میرحسین موسوی، مقام‌های امنیتی جمهوری اسلامی به آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی اجازه داده بودند، تنها مدت کوتاهی بر سر جنازه پدرش حاضر شود.

در این میان فاطمه کروبی با یادآوری حمله گروه‌های لباس‌شخصی به خانه وی پس از تظاهرات روز ۲۵ بهمن ماه اظهار داشته است: «توسل به اراذل و اوباش کاری ساده برای حکومت‌های دیکتاتوری است و امروز می‌بینیم که در کشورهای دیگر منطقه نیز اعمال می‌شود، اما فراموش نکنیم که لکه ننگ آن برای حاکمیت باقی خواهد ماند.»

همسر مهدی کروبی همچنین افزوده است:‌ «آنان که در این ظلم‌ها نقش دارند و یا با سکوت خود زمینه میدان‌گیری این جماعت را فراهم می‌کنند بدانند این امر گزینشی نخواهد بود و دیر یا زود دامن آن را خواهد گرفت.»

فاطمه کروبی همچنین از همسایگان خود که به خاطر «حضور اراذل و اوباش مجبور به شنیدن عربده کشی و الفاظ کثیف و زشت در نیمه‌های شب شدند» عذرخواهی کرده و ابراز امیدواری کرده است، «در آینده نزدیک به جای مزدور پروری به محرومین و دردمندان رسیدگی شود.»

۱۳۹۰ اردیبهشت ۲, جمعه

افزایش جو پلیسی و نظامی در دانشگاه های کشور

افزایش فشارها به دانشجویان و استادان دانشگاه های کشور هر روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد، تا جایی که دانشجویان و استادان دانشگاه های مختلف کشور با صدور بیانیه های مختلف به این شرایط اعتراض می کنند.
چند روز پیش باز هم خبر برگزاری محاکمه دانشجویان در دادگاه نظامی منتشر شد. همچنین هر روز خبر تازه ای از بازنشستگی و اخراج استادان دانشگاه و هچنین احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی و محروم کردن آنان از تحصیل به گوش می رسد.
دکتر محمد شریف ، حقوقدان نیز همین تازگی ها از دانشگاه اخراج شد . اما این همه ماجرا نیست و فشارهای سیاسی تنها فشارهای وارد به دانشجویان در این روزها نیست و فضای دانشگاه ها نیز هر روز برای دانشجویان نا امن تر و امنیتی تر می شود.آنچنان که استادان و دانشجویان می گویند محیط دانشگاه کاملا پلیسی و نظامی شده است .

نصب دوربن های مداربسته و دستگاه های شنود در دانشگاه های کشور

البته دانشجویان معتقدند که این شرایط فقط مختص آنان نیست و حتی استادان دانشگاه های کشور نیز تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارند و به محض اینکه صحبتی در کلاس می کنند این صحبتها به بسیج دانشگاه و حراست منتقل می شود. آنها همچنین از وجود دستگاه های شنود در قسمتهای مختلف دانشگاه و حتی اتاق استادان خبر می دهند، تا جایی که استاد ودانشجو در این محیط آموزشی هم به راحتی نمی توانند با یکدیگر گفتگو کنند. نصب دوربین های مدار بسته در همه قسمتهای دانشگاه ها نیز بر این جو پلیسی و امنیتی افزوده است .
افزایش انواع تفکیک های جنسیتی در محیط دانشگاه ها نیز هر روز نمود بیشتری پیدا می کند، چند روز پیش دانشجویان دانشگاه تهران از اجرای “قانون تفکیک جنسیتی” در سرویس‌های ایاب و ذهاب کوی دانشگاه تهران خبر دادند.
هر چند خبرگزاری های دولتی مدعی می شوند که این تفکیک ها به درخواست دانشجویان انجام می شود اما دانشجویان بارها اعلام کرده اند که با این تفکیک ها مخالفند و آن را توهین به شخصیت دانشجو عنوان می کنند. آنها در اعتراض به این کار حتی روز ۲۹ فروردین در ایستگاه سرویس های این دانشگاه در تقاطع خیابان طالقانی و قدس دست به تجمع اعتراض امیز زدندو به صورت نمادین به صورت مختلط سوار سرویس های دانشگاه شدند، اما ماموران حراست با دانشجویان برخورد کرده و حتی کارت دانشجویی تعدادی از دانشجویان دختر را گرفتند .
دانشجویان اعلام کرده اند اگر این تفکیک های جنسیتی پایان نیابد به اعتراض های خود ادامه می دهند اما تاکنون مسوولان در پاسخ به این اعتراض ها جز پاسخ های خشن کار دیگری نکرده اند. گفته می شود این تفکیک های جنسیتی به دستور فرهاد رهبر رییس این دانشگاه انجام می شود .
افزایش تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها
بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها در سال های اخیر از سوی مسولان وزارت علوم به صورت جدی دنبال شده است تا جایی که اواخر سال گذشته کامران دانشجو، وزیر علوم دولت احمدی نژاد در یکی از سخنرانی هایش گفته بود که هیچ دانشگاهی حق برگزاری اردوهای مختلط دانشجویی را ندارد.
این موضوع بارها مورد اعتراض دانشجویان در دانشگاه های مختلف قرار گرفت، چندی پیش دانشجویان دانشگاه کاشان به این برخوردها اعتراض کردند .در این دانشگاه مسوولان در اقدامی که با همکاری معاونت فرهنگی و حراست این دانشگاه انجام گرفت با برخی از دانشجویان دختر و خانواده‌های آنها تماس گرفته و از دانشجویان خواستند که در یک جلسه مشاوره گروهی حاضر شوند و سپس با عباراتی توهین آمیز اقدام به تهدید دانشجویان کردند که در صورت عدم حضور با آرای سنگین کمیته انضباطی مواجه خواهند شد .
تدوین منشور پوشش دانشجویی، احضار گسترده دانشجویان دختر به حراست و تهدید آنها و در مواردی صدور احکام کمیته انضباطی و همچنین تفکیک جنسیتی برخی از کلاس‌های دروس عمومی و ممانعت از برگزاری تئاترهای دانشجویی به علت احتمال اختلاط بازیگران دختر و پسر در هنگام ایفای نقش، از دیگر اقدامات مسوولان دانشگاه کاشان بوده است .
با شروع کار احمدی نژاد، در دولت نهم همواره عزم وی و همکاران او را در جداسازیهای جنسیتی شاهد بوده ایم . که تدابیری چون تفکیک کتابهای درسی برای دختران و پسران، کوتاه کردن طول مدت تحصیل دختران، سهمیه بندی و بومی سازی جنسیتی و جداسازی ها فیزیکی از این جمله بوده است.
شاید کمتر کسی بتواند اظهارات محمد تقی مصباح یزدی را در این باره فراموش کند .وی را پدر معنوی دولت نهم و دهم نام داده اند. او می گوید از انقلابی که بر اساس اسلام و قران شکل می گیرد، انتظار می رود بیشترین اهمیت را به اخلاق نسل جدید بدهد اما در سی سال گذشته این کار به نتیجه مطلوب نرسیده است و بعد وی در یکی از سخنرانی هایش می گوید که دانشگاهی راه اندازی شود که مربی پرورشی تربیت کند و ده درصد بودجۀ ورزش را از دانشگاهها بگیرند و به این دانشگاه اختصاص دهند. تا جائی که سالی ۵۰ هزار فارغ التحصیل پرورشی داشته باشیم. مصباح یزدی همچنین معتقد است که اختلاط دانشجویان مجرد دختر و پسر در محیط های اجتماعی موجب افزایش فساد شده است.
تعداد دیگری از روحانیون طرفدار دولت هم بارها به این موضوع اشاره کرده و خواستار تفکیک و جدایی کلاس های درس دختران و پسران در دانشگاه ها شده اند.

دانشجویان دانشگاه تهران : به سیستم های نظارتی و امنیتی در دانشگاه پایان می دهیم

دانشجویان مستقل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز چند روز پیش در بیانیه ای به این فشارها اشاره کرده و نوشتند :که حضوز نیروهای امنیتی و حراست در دانشگاه شان افزایش یافته است . آنها همچنین به نصب دوربین های مدار بسته در دانشگاه شان اشاره و گفتند که فضای این دانشگاه به شدت امنیتی شده است.
دانشجویان همچنین در این بیانیه به رفتار توهین‏ آمیز ماموران حراستی دانشگاه در هفته‏ ی گذشته با دختران دانشجو و تهدید در مورد نوع پوشش آنها، اشاره کره اند.
دانشجویان در این بیانیه شان نوشته اند : عادت کردنِ ما به سیستم‏های نظارتی و کنترلیِ تحقیرآمیز، خیالی خام خواهد بود. ما در برابر روند توهین‏ آمیز نسبت به ساحت دانشگاه و دانشجو سکوت نخواهیم کرد و تا پایان دادن به این روند، بر راه خویش استوار خواهیم ماند
آنها در این بیانیه همچنین تاکید کرده اند: حضور نیروهای امنیتی و حراست دانشگاه در جریان صنفی‌ترین و مدنی‌ترین اعتراض دانشجویان به یکی از ابتدایی‌ترین خواسته‌هایشان نیز در ادامه ‏ی این روند، مهر تاییدی بود بر تلاش برای تبدیل کردن دانشگاه به پادگانی برای تمامیت‏خواهان در تمامی حوزه‌ها.
kalame

آشنایی با انصار حزب‌الله و حسین الله کرم


انصار حزب الله یک گروه فشار از لباس‌شخصی‌هایِ بنیادگرایِ هوادار حکومت ایران است.[۱] [۲][۳][۴] که در دهه هفتاد خورشیدی با هماهنگی وزارت اطلاعات، سپاه پاسداران، برای دفاع از نظام ایران برپایه آنچه امربمعروف و نهی از منکر می خواند فعال شد.[۵] این گروه که با شبکه گسترده خود در سراسر کشور نقش مهمی در سرکوب جنبش دانشجویی، روشنفکران و گروه‌های منتقد، مطبوعات و اصلاح‌طلبان پیشرو ایفا کرده است در سال‌های اخیر شاهد انشعابات متعددی و کناره‌گیری رهبران و اعضای برجسته خود بوده است.
بیشتر اعضای انصار را سربازان سپاه پاسداران و بسیج شرکت‌کننده در جنگ ایران و عراق تشکیل می‌دهند.[۶]
حمله به دانشجویان در سخنرانی دکتر سروش، جنجال تبلیغاتی وسیع علیه محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ [۵]، حمله به وزرای خاتمی در نمازجمعه، حمله به دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، و حمله به مردم معترض در پی انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ [۷] از جمله اقدامات این گروه به شمار می‌روداین گروه گرچه در بدو تاسیس بعنوان نهادی فرهنگی از وزارت ارشاد دریافت مجوز کرده است، اما برای فعالیت در عرصه‌های مختلف سیاسی خود را بی نیاز از دریافت مجوز می‌داند.[۸] هیچ یک از اعضای این گروه نیز تاکنون محاکمه نشده‌اند. با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد برخی نزدیکان و اعضای آن به دولت راه یافتند. رهبری این گروه هم‌اکنون بر عهده عبدالحسین محتشم است.

تاریخچه

سایت انصار حزب‌الله تاریخ آغاز بکار این تشکیلات را دی ماه سال ۱۳۷۰ ذکر می‌کند[۹][۱۰] اما حجه الاسلام پروازی از رهبران اولیه سازمان[۵] تاسیس این تشکیلات را از دل هیات‌های رزمندگان اسلام در دهه شصت و فعالیت منسجم آنرا از سال ۱۳۷۲ و با ابتکار برخی از فرماندهان سپاه بر شمرده‌است:
« در این سال - ۱۳۷۲ - الله کرم آمد و گفت بیا در هیات رزمندگان سخنران باش. تعداد موسسان انصار ‏‏۱۸ نفر بودند که به سه گروه تقسیم می‌شدند. گروه وابسته به «ذوالقدر» که تعدادشان ۷ نفر بود. هفت ‏نفر هم از طرف «عبداللهی» معرفی شدند و چهار نفر هم با «الله کرم» بودند. بچه‌ها همگی، من و مرحوم نجفی را قبول ‏داشتند. سخنرانی‌ها در دوران حیات نجفی شروع شد و بعد از رحلت ایشان از من خواستند کار او را ادامه ‏دهم. اسم انصار در آن تاریخ اصلا مطرح نبود. می‌گفتند برو بچه‌های هیئت رزمندگان، به مرور اسم ‏انصار به میان آمد و با قوی شدن حضور وابستگان «ذوالقدر» و «الله کرم»، حضور رزمندگان کمرنگ ‏شد.[۵]    »
حسین الله کرم از فعالان عرصه سیاست در ایران و از پیشکسوتان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌باشد.وی هم اکنون رییس شورای هماهنگی نیروهای حزب الله است.
وی در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی اغلب توسط رسانه‌های اصلاح طلب به عنوان عامل اصلی گروه موسوم به فشار معرفی شد.
الله‌کرم در سال ۱۳۸۲ با طرح نوسازی معنوی حزب الله به عرصه سیاسی بازگشت و با ایجاد جلسات منظم و برنامه ریزی توانست سازماندهی جدیدی را بنیان دهد.اما به نظر می‌رسد پروژه های اقتصادی وی ان گونه که باید پیدا و شفاف نیست. گفته می‌شود الله کرم یک اژانس مسافرتی هوایی به نام "توکا تور" در خیابان "استاد نجات اللهي تهران دارد و برادرش را عضو هيئت مديره ي آن كرده است.ا.. کرم اخیرا در لیست سیاه قرار گرفت.
بدنه این تشکیلات از اعضای عادی بسیج و سپاه و رهبران آن عمدتا از فرماندهان نیرو بودند. امیر فرشاد ابراهیمی (از رهبران سابق این گروه) همچنین از دیدار با سعید امامی (معاون امنیتی اسبق وزارت اطلاعات) و حمایت وی از این تشکیلات خبر می‌دهد.[۱۱]
گروه انصار حزب‌الله مسئول اغلب حملات فیزیکی و خشونت‌آمیز به تجمعات مسالمت‌آمیز نیروهای منتقد نظام جمهوری اسلامی ایران و شهروندان بی‌اعتنا به علایق دولتمردان کنونی ایران، در طول دو دهه اخیر بوده‌است.[۱۲] بگفته نشریه نیویورک تایمز این گروه در تاریخچه عملکرد خود سابقه حمله به دانشجویان معترض در واقعه ۱۸ تیر ۱۳۷۸ [۱۳]، حمله به سینما، از جمله حمله به سینماهای نمایش دهنده فیلم تحفه هند در سال ۱۹۹۶ [۱۴]، و بگفته نشریه گاردین آزار و اذیت دانشجویان معترض به محمود احمدی نژاد دردانشگاه امیر کبیر تهران را دارد.[۱۵]
حمید استاد، مسوول انصار حزب الله در شهر مشهد، علمکرد حزب الله را اینگونه توصیف می‌کند[۱۶]:
« نیروهای حزب اللهی در دفاع از ارزشها و دست‌آوردهای انقلاب و جلوگیری از فضاسازی و تبلیغ علیه جریان‌های حزب اللهی به صورت واکنش حافظه‌دار و هوشمندانه عمل می‌کنند و با هیجانات کور و نیروهای نفوذی و گروه‌های خودسر برخورد می‌کنند و به نحوی یک نظم و انضباط درونی بوجود می‌آورند.  »
این گروه دارای شبکه وسیعی در اغلب شهرهای ایران است که با حمایت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و بسیج فعالیت می‌کنند. اغلب اعضای این گروه را نیز اعضای بسیج و سپاه تشکیل می‌دهند. علی یونسی وزیر اطلاعات دولت اصلاح‌طلب سید محمد خاتمی تعداد اعضای رسمی این گروه را در سراسر کشور ۵۰۰ نفر تخمین زده و وعده برخورد با آنان را داد.
علی احمد ابراهیم نژاد برادر عزت ابراهیم نژاد، از کشته‌شدگان در حوادث کوی دانشگاه، انصار حزب الله را مسؤول کشته شدن برادرش و مجروح شدن بسیاری دانشجوی دیگر در حادثه ۱۸ تیر معرفی می‌کند.[۱۷]
به گفته حمید استاد این گروه نیازی به مجوز وزارت کشور جهت فعالیت ندارد.[۱۸] وی برخی از شعارهای انصار حزب الله را به شرح زیر بیان می‌کند [۱۹]:
« نماینده بیدار باش، آمریکا در کمین است. نماینده این آخرین هشدار است. ترس و عقب‌نشینی، عاقبتش بندگی است. این است شعار ملت، هیهات مناالذله. حزب الله می‌میرد، سازش نمی‌پذیرد. حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست     »

 حمید استاد جنایات زیادی را در مشهد انجام داده است و بخصوص دانشجویان قربانی این کثیف شده اند.

عملکرد

برخی اقدامات انصار به ترتیب تاریخی :

آتش زدن انتشارات مرغ آمین

در سال ۱۳۷۴ کتابی داستانی با نام "و خدایان دوشنبه‌ها می‌خندند" توسط انتشارات مرغ آمین که از ناشران معتبر وقت بود به بازار کتاب عرضه شد. کتاب به زندگی سه دوست می‌پردازند که یکی از آنان که در کودکی انحرافاتی داشته بعدها به عضویت بسیج در می‌آید و به جنگ می‌رود. انصار حزب الله در اعتراض به چاپ کتاب نسبت به آتش زدن دفتر این ناشر در خیابان کریم خان تهران اقدام کرد.[۲۰][۲۱] [۵]

حمله به سینما قدس

این گروه امر بمعروف و نهی از منکر (خصوصا در عرصه فرهنگی و اجتماعی) را یکی از اهداف اصلی خود می‌داند. در همین راستا در برابر فیلم تحفه هند که در سال ۱۳۷۴ ساخته شد، اعتراضات گسترده‌ای را آغاز و در مقابل سینما قدس تهران تجمع کرد. این تجمع به درگیری و شکسته شدن شیشه‌های سینما و به گفته برخی منابع سقط جنین یک زن باردار انجامید. اکبر عبدی بازیگر نقش حسن در فیلم تحفه هند که رقص او با لباس زنانه در چند سکانس فیلم دلیل اعتراض انصار حزب الله بود، بعدها به بازی در فیلم اخراجی‌های مسعود ده نمکی پرداخت.[۲۲] [۲۳] [۵]

حمله به خوابگاه دانشجویان در ۱۸ تیر ۱۳۷۸

به گفته حجت شریفی، نایب‌دبیر اسبق سازمان ادوار تحکیم وحدت، «نیروهای امنیتی، نیروهای به اصطلاح انصار حزب‌الله آن زمان و لباس شخصی‌ها» در طی حوادث ۱۸ تیر ۱۳۷۸ - که در طی آن دانشجویانی مورد ضرب و شتم قرار گرفتند - دیواری جهت جلوگیری از ورود مردم به کوی ایجاد کردند.[۲۴]

محاصره فرودگاه‌ها

گروه‌های فشار در سال ۱۳۷۹ ضمن محاصره فرودگاه خرم آباد و جلوگیری از حضور عبدالکریم سروش و محسن کدیور در اردوی دفتر تحکیم وحدت به ضرب و شتم آنان پرداختند. در جریان درگیری‌های بعدی در شهر، یک دانشجو کشته شد و دفتر تحکیم دیگر اجازه برگزاری نشست سالانه از وزارت علوم نیافت. با اوج گرفتن تنش میان مجلس اصلاح طلب ششم و علی خامنه‌ای اعضای این گروه با محاصره فرودگاه مشهد و فرودگاه طبس مانع از حضور و سخنرانی دو نماینده مجلس شدند. حفاظت فرودگاه‌ها بر عهده سپاه پاسداران و نیروی انتظامی است.[۲۵]

روزشمار برخی دیگر از اقدامات

این روزشمار برخی اقدامات این گروه تا سال ۱۳۸۱ را پوشش می‌دهد.[۲۳] [۵]
۷۴‎/۶‎/۱۹ - برهم زدن سخنرانی سروش در دانشکده فنی دانشگاه تهران.
۷۴‎/۶‎/۱۳ - تجمع در مقابل روزنامه سلام.
۷۴‎/۷‎/۲۸ - راهپیمایی صدها نفره در شهرک غرب علیه آن‌چه «بدحجابی» نامیدند.
۷۴‎/۸‎/۵ - راهپیمایی در مخالفت با آن‌چه «سرمایه‌داران غربزده» نامیدند در مقابل برج سفید (تهران، خیابان پاسداران).
۷۴‎/۸‎/۲۲ - راهپیمایی علیه آن‌چه «فرهنگ مبتذل غرب» نامیدند در تهران و تجمع در میدان ولیعصر.
۷۵‎/۱‎/۲۹ - تجمع و راهپیمایی نزدیک به ۵۰ نفر در مقابل خبرگزاری جمهوری اسلامی به خاطر انتشار اخباری در مورد نشست شرم‌الشیخ.
۷۵‎/۲‎/۱۶ - تجمع در مقابل سینما قدس تهران علیه فیلم تحفه هند.
۷۵‎/۲‎/۲۳ - اجتماع در مقابل دانشگاه صنعتی امیرکبیر در اعتراض به سخنان عبدالکریم سروش و بر هم زدن سخنرانی او
۷۵‎/۲‎/۲۵ - تجمع در میدان ولیعصر در اعتراض به مجلس، وزارت دارایی، شهرداری، بانک‌ها، پارک‌ها، چیتگر، انجمن اسلامی و مناطق آزاد
۷۵‎/۳‎/۱ - اعتراض به نحوه عملکرد شهرداری تهران در مقابل شهرداری ومجلس.
۷۵‎/۳‎/۲۰ - تجمع در مقابل سینما قدس همدان دراعتراض به فیلم سلام سینما.
۷۵‎/۴‎/۲۴ - راهپیمایی و تجمع از میدان ولیعصر تا مقابل دانشگاه علیه برخی از استادان دانشگاه.
۷۶‎/۲‎/۱ - جلوگیری از سخنرانی سیدمحمدخاتمی نامزد انتخابات در مشهد.
۷۶‎/۸‎/۱۳ - درگیری لفظی با دانشجویان شرکت کننده در راهپیمایی ۱۳ آبان.
۷۶‎/۸‎/۲۴ - حمله به دفتر اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان دانشگاهها.
۷۶‎/۸‎/۲۴ - ممانعت از ورود دکتر سروش به دانشگاه امیرکبیر و تجمع انصارحزب الله.
۷۶‎/۹‎/۹ - تجمع در مقابل سینما قدس اصفهان در اعتراض به فیلم آدم برفی.
۷۶‎/۱۰‎/۳۰ - ممانعت از برگزاری سالگرد درگذشت مرحوم مهندس بازرگان در رشت.
۷۶‎/۱۲‎/۱۱ - حمله به تجمع دفتر تحکیم وحدت در مقابل دانشگاه تهران.
۷۷‎/۵‎/۱۹ - درگیری در دبیرخانه همایش هنرمندان معاصر در حمایت از غلامحسین کرباسچی
۷۷‎/۶‎/۷- متشنج ساختن جلسه سخنرانی عبدالله نوری معاون توسعه سیاسی اجتماعی رئیس جمهوری در مشهد توسط گروه فشار. در حالی که نیروهای انتظامی حاضر در محل اقدامی در جهت ممانعت از برخورد گروه فشار به عمل نیاوردند.
۷۷‎/۶‎/۱۳ - ضرب و شتم عبدالله نوری معاون توسعه و امور اجتماعی رئیس جمهوری و دکتر مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، قبل از مراسم تشییع پیکرهای کشته‌شدگان جنگ ایران و عراق در نماز جمعه تهران.
۷۷‎/۸‎/۲۷ - در گیری در سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین سید علی اکبر محتشمی مشاور رئیس جمهوری در مشهد
۷۷‎/۸‎/۱۴ - درگیری در مراسم یادبود مختاری و پوینده. (دو تن از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای)
۷۷‎/۱۰‎/۲۵ - سردادن شعار علیه آیت‌الله طاهری نماینده ولی فقیه و امام جمعه اصفهان و پرتاب سنگ وچوب و آهن به طرف جایگاه نماز جمعه. آنها مانع از اقامه نماز جمعه روز قدس شدند.
۷۷‎/۱۱‎/۱۹ - برهم زدن مراسم سخنرانی عباس عبدی عضو شورای سردبیری روزنامه صبح امروز در شهر قم توسط عده‌ای ازعناصر گروه فشار.
۷۷‎/۱۱‎/۲۰ - اخلال در مراسم سخنرانی محسن آرمین سردبیر هفته نامه عصر ما در شهر قم توسط عناصر گروه فشار.
۷۷‎/۱۱‎/۲۲- مضروب کردن سید هادی خامنه‌ای، مدیرمسؤول روزنامه جهان اسلام و مشاور رئیس جمهوری توسط حدود یکصد تن از چماق داران با سنگ، چوپ، میله، کفش، مهرنماز و سایر اشیاء در یک سخنرانی در شهر قم که به انتقال وی به بیمارستان منجر شد.
۸۷‎/۳‎/۲ - درگیری و بر هم زدن تجمع دانشجویی بزرگداشت دوم خرداد در پارک لاله.
۷۸‎/۳‎/۲ - درگیری در تجمع دانشجویی بزرگداشت دکتر مصدق در احمد آباد.
۷۸‎/۳‎/۵ - تجمع دو گروه موسوم به اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان و اتحادیه ملی دانشجویان و فارغ التحصیلان ایران، به صحنه زد و خورد شرکت کنندگان و اعضای یک گروه فشار تبدیل شد.
۷۸‎/۴‎/۱۸ - حمله به کوی دانشگاه تهران
۷۸‎/۴‎/۱۹ - حمله به دانشگاه تبریز
۷۸‎/۸‎/۲ - بر هم زدن جلسه سخنرانی عبدالله نوری در قم
۷۸‎/۸‎/۲ - تظاهرات علیه دکتر مهاجرانی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در جریان سفر به اصفهان.
۷۸‎/۱۰‎/۴ - بر هم زدن جلسه سخنرانی ابراهیم یزدی عضو نهضت آزادی در حضور صدها نفر از طرفداران جریان ملی - مذهبی در یک منزل خصوصی در خیابان قزوین تهران.
۷۸‎/۱۰‎/۱۸ - ایجاد تشنج در جلسه سخنرانی دکتر حبیب الله پیمان درمشهد
۷۸‎/۱۱‎/۱۵ - حمله به دفتر حزب کارگزاران سازندگی ایران در قم.
۷۸‎/۱۱‎/۲۱ - آتش زدن دفتر ستاد انتخاباتی نامزدان دفتر تحکیم وحدت و حزب مشارکت در مشهد.
۷۸‎/۱۱‎/۲۳ - تشنج جلسه سخنرانی حجت الاسلام یوسفی اشکوری.
۷۸‎/۱۱‎/۲۶ - جلوگیری از سخنرانی دو تن از نیروهای ملی مذهبی در جمع مردم قزوین در مسجد شهید ثالث قزوین.
۷۹‎/۶‎/۵ - جلوگیری از ورود محسن کدیور و عبدالکریم سروش به شهر خرم آباد برای شرکت در همایش دفتر تحکیم وحدت و ضرب و شتم ایشان.
۷۹‎/۶‎/۸ - ضرب و شتم استاندار لرستان درمراسم تشییع پیکر شهید کرمی.
۷۹‎/۶‎/۲۴ - حمله به یک کتابفروشی در اصفهان که در پی آن ۷۰۰ جلد کتاب، تعدادی مجله و دیسکت را توقیف کردند.
۷۹‎/۸‎/۲۵ - برهم زدن کنسرت موسیقی حسین زمان (خواننده پاپ هوادار جبهه مشارکت) در شهر ساری.
۷۹‎/۱۰‎/۱۸ - حمله به جلسه سخنرانی محمدرضا خاتمی در سالن حیدریان قم.
۸۰‎/۲‎/۷ - درگیری در سخنرانی بهزاد نبوی نایب رئیس مجلس در مسجد رسول اکرم کرج.
۸۰‎/۳‎/۴ - حمله به تجمع ایثارگران جبهه دوم خرداد در بهشت زهرا.
خردادماه ۸۰- حمله به ستادهای انتخاباتی جبهه دوم خرداد.
۸۰‎/۳‎/۱۴- جلوگیری از سخنرانی سید مصطفی تاج زاده در آمل و ضرب و شتم وی.
۸۰‎/۵‎/۱۵ - حمله به محمد سلامتی معاون وزیر تعاون.
۸۰‎/۵‎/۳۰ - حمله به دفتر مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای فردوسی مشهد.
۸۰‎/۶‎/۲۱- مراسم جشن زادروز فاطمه زهرا در حسینیه اهل البیت بروجرد با ورود طرفداران امام بروجرد به محل سخنرانی فریده مصطفوی برهم خورد.

۸۰‎/۱۲‎/۱۵ - برهم زدن مراسم بزرگداشت مقام معلم و یادبود یدالله سحابی درکرمانشاه.
۸۱‎/۲‎/۲۷- حمله به همایش دفتر تحکیم وحدت.
۸۱‎/۳‎/۲۱- درگیری در برنامه سخنرانی لطیف صفری و حسین لقمانیان دو تن از فعالان جبهه دوم خرداد در کرمانشاه.
۸۹/۰۴/۱۹_ حمله به کنسرت حسام الدین سراج در کرمانشاه.[۲۶] دلیل لغو کنسرت جلوگیری از «اشاعه بی بند و باری» و به جا آوردن «بند م وصیت نامه» روح الله خمینی عنوان شده است.[۲۷] ۸۹/۰۵/۱۱_ جلوگیری از برگزاری مراسم ختم اسماعیل ططری در مسجد بروجردی کرمانشاه.[۲۸]

در خواست ترور مقامات آمریکایی

انصار در بیانیه‌ای در پایان همایش خود در سال ۱۳۸۶ اعلام کرد:[۲۹]
« انصار حزب الله صریحا هر مامور رسمی دولت جنایتکار آمریکا را مصداق بارز تروریست دانسته و تمامی هسته‌های حزب الله را به برخورد قهر آمیز اعم از کشتن یا اسارت، آنان را فرامی‌خواند و آمادگی خود را برای حضور در صحنه مبارزه با این جنایتکاران اعلام می‌دارد....  »

دیدگاه‌ها داخلی و بین‌المللی به انصار حزب‌الله

بروس لارنس [۳۰] استاد الاهیات دانشگاه دوک [۳۱] این انصار حزب‌الله را یک گروه افراطی طرفدار حکومت مذهبی ایران تعریف می‌کند.[۳۲] به باور محقق اسکاتلندی، مالیس روتون [۳۳] انصار حزب‌الله گروهی نظامی است که به نظر می‌آید ارتباطاتی با رهبر ایران و بخش‌هایی از جناح راست از جمله جامعه روحانیت مبارز دارد.[۳۴] سازمان خانه آزادی انصار حزب الله را یک گروه غیر نظامی معرفی کرده‌است که وظیفه سرکوب مخالفان نظام جمهوری اسلامی را برعهده دارد.[۳۵]
در حالی که برخی این تشکیلات را با عنوان لباس شخصی مورد خطاب قرار می‌دهند، حمید استاد، مسوول انصار حزب الله مشهد، در مصاحبه با ایسنا به این موضوع اشکال گرفته‌است: «نیروهای لباس شخصی که در جایی حاضر می‌شوند، همگی نیروهای حزب اللهی نیستند. لباس شخصی‌ها افراد مختلفی از جمله نیروهای امنیتی، خبرنگاران، مسوولان، نیروهای نفوذی، تماشاگران و .. هستند که برخی مواقع کارهایی انجام می‌دهند.»[۱۶]

افشاگری‌ها

پس از روی کار آمدن دولت محمد خاتمی و آغاز دوران اصلاحات انصار حزب الله نیز بر تحرکات خود افزود. اما در داخل با ریزشهای مهمی مواجه شد. هم در سطح نیروهای عادی و هم رهبران.کیانوش مظفری، حجه السلام پروازی و امیر فرشاد ابراهیمی از آن جمله بودندهر سه پس از افشاگری توسط سپاه دستگیر شدند و کیانوش مظفری در جریان ناآرامیهای کوی دانشگاه کشته شد[] (به گفته امیر فرشاد ابراهیمی توسط رهبران سازمان تعمدا کشته شد).

کیانوش مظفری

کیانوش مظفری که از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر نیز بود، پس از تماس تعدادی از دانشجویان با وی حاضر به همکاری و ارائه اطلاعات خود پیرامون پشت پرده گروه می‌شود و دیدارهایی با مسئولان وزارت کشور و روزنامه نگاران اصلاح طلب انجام می‌دهد. روزنامه توقیف شده صبح امروز (به مدیریت سعید حجاریان که بعدها ترور شد) در مصاحبه‌ای از وی پیرامون اقدامات، ساختار سازمانی این گروه منتشر ساخت. همکاری کیانوش مظفری اندکی پس از رویداد قتل‌های زنجیره‌ای که جامعه ایران را در بهت و کنجکاوی فرو برده بود صورت گرفت. او در این مصاحبه می‌گوید که از سال ۱۳۷۴ و از طریق بسیج مسجد با این گروه آشنا شده‌است.وی از کسانی همچون آیت‌الله احمد جنتی (منصوب خامنه‌ای در شورای نگهبان و دبیر شورا)، علی اصغر حجازی (معاون اسبق نیروی انسانی وزارت اطلاعات) که به گفته روزنامه نگاران اصلاح طلب واسطه بیت رهبری و وزارت اطلاعات در جریان اجرای عملیات‌های سرکوب دگر اندیشان بوده‌است، حجه السلام پروازی، عبدالحمید محتشم، مسعود ده نمکی، امیر فرشاد ابراهیمی، دکتر تورانی، حسین سازور بعنوان بنیانگذاران این تشکیلات نام برد. وی ساختار سازمانی انصار حزب الله را در سراسر کشور مستحکم و پشتوانه مالی آنرا(به نقل از حسن الله کرم) بیت رهبری معرفی می‌کند. مظفری همچنین از تشبیه دانشجویان عضو اتحادیه انجمن‌های اسلامی ( دفتر تحکیم وحدت) به منافقین توسط رهبران سازمان سخن گفت و چگونگی اعزام نیرو به اصفهان و تظاهرات در دفاع از علی خامنه‌ای پس از انتقادات منتظری و همچنین حمله به عبدالله نوری و سید عطاءالله مهاجرانی وزاری کشور و فرهنگ دولت محمد خاتمی در نمازجمعه تهران را شرح داد.تظاهرات اصفهان توسط مسعود ده نمکی و عملیات در نمازجمعه تهران توسط حسین الله کرم مدیریت شد.وی در پایان مصاحبه گفت:
« هرچه حرف اینها از خدا و پیغمبر می‌زنند پوچ است و برای رسیدن به مقاصد خودشان است.  »
[۳۶]
امیر فرشاد ابراهیمی روایت خود از چگونگی قتل کیانوش مظفری در جریان درگیریهای کوی دانشگاه اینطور بیان می‌کند:
« در همين اثنا بود كه خبر آوردند كه كيانوش مظفری در بين دانشجويان است و هم شعار ميدهد وهم بچه هاي انصار را كه داخل كوی هستند شناسائی ميكنند و به دانشجـويان معرفی مينمايد كه در همين حين «آقای دبير كل » با عصبانيتی حاكی از تنفر و استيصال حكم تير وی را صادر نمود . من كه شـاهـد اين وضعيت بودم ومی ديدم چگونه به همين راحتی در مورد جان يك نفر انسان آنهم كسی كه دوست ويار ما بوده اينطوری تصميم گرفته ميشود عصبانی شدم و با آقای دبير كل بحثم شد كه كار كشيده شد به درگيری لفظی كه پس از مدتی كه ما درگير بوديم پشت بی سيم هاي اهدائی ناجا شنيدم كه به « همت بيست » اعلام ميشد كه دستور اجرا شد ! كه البته منظورش ترور كيانوش مظفری بود . دنيا دور سرم گشت آخر به چه گناهی كيانوش كه بدبخت ترين عضو ما بود نه سن وسالی داشت و نه خانواده درست وحسابی .با مادری تنها و رنج كشيده كه بارها ديده بودمش حالا به جرم انشعاب و كناره گرفتن از اين تشكيلات بايد كشته ميشد؟[۳۷]  »

امیر فرشاد ابراهیمی

امیر فرشاد ابراهیمی که از نیروی‌های اصلی و دبیر سیاسی این گروه به شمار می‌رفت به گفته خودش از درگیری‌های کوی دانشگاه از انصار حزب الله جدا شده و به انتقاداز آنان پرداخت و به همین بهانه توسط نیروی انتظامی دستگیر و به اتهام حضور در درگیرهای کوی چند ماه بازداشت و شکنجه شده‌است. در سال ۱۳۷۹ و پس از آزادی از زندان در مصاحبه با وکلای دانشجویان مضروب در حمله به کوی دانشگاه تهران (شیرین عبادی و محسن رهامی) ابعادی از اقدامات گروه و ارتباطات آن با مقامات نظام را بیان کرد. ابراهیمی در این نوار به گذشته‌های خود و ارتباط انصار حزب الله با روحانیون صاحب مقام و سران جمعیت موتلفه اسلامی اعتراف می‌کند.[۳۸] پس از انتشار مطالب وی در قالب یک نوار ویدیویی، وی به همراه شیرین عبادی و محسن رهامی وکلای دانشجویان به اتهام نشر اکاذیب و افترا دستگیر و به زندان محکوم شدند، اما همگی در دادگاه تجدید نظر تبرئه شدند.[۳۹] [۴۰] در اعترافات وی آشکار گردید که به علت روابط ویژه گروهای فشار با مراکز قدرت، از هر گونه تعقیب قضائی و مجازاتی مصون هستند و از امکاناتی برخوردارند که به اشاره مقامات بالاتر از سوی نهادهای حکومتی در اختیارشان قرار می‌گیرد.[۴۱] اعضای این گروه در سال ۱۳۷۷ در نماز جمعه تهران به عبدالله نوری و عطاالله مهاجرانی دو وزیر اصلی در کابینه خاتمی حمله و آنان را مجروح کردند.[۴۲]

نوار اعترافات ابراهیمی

ابراهیمی در ویدئوی منتشر شده می‌گوید که انصار با بیت رهبری، فرماندهان سپاه، هاشمی رفسنجانی و حزب جدیدالاتاسیس کارگزاران سازندگی در ارتباط بوده‌است و از دولت هاشمی مبلغ ۳۰ هزار دلار برای انتشار نشریه یالثارات الحسین کمک مالی دریافت کرده‌است.. وی حبیب الله عسگراولادی، اسدالله بادامچیان را از دیگر حامیان مالی انصار معرفی می‌کند.به گفته او سعید امامی (از مقامات بلندپایه وزارت اطلاعات) در آستانه انتخابات دوم خرداد به ارائه رهنمود برای فعالیت علیه خاتمی با محور: تبلیغات سو پیرامون دوران وزارت فرهنگ خاتمی و بی ایمان نامیدن وی، ناامن کردن فضا برای هواداران و ستادهای انتخاباتی او و نهایتا بهره برداری از ماه محرم و ایجاد کارناوال عصر عاشورا، پرداخته‌است و سپس آنان را به حسین شریعتمداری (مدیر مسئول روزنامه کیهان) جهت چاپ گسترده ویژه نامه انتخاباتی یالثارات الحسین علیه محمد خاتمی معرفی کرده‌است. مصاحبه با علی فراستی (از رهبران سازمان مجاهدین خلق که در آستانه انتخابات دوم خرداد به ایران آورده شد) در حمایت از محمد خاتمی و مانور دادن بر روی آن از دیگر اقداماتی است که وی به انصار نسبت می‌دهد.
به گفته او انصار پس از پیروزی خاتمی سیاست ایجاد ناامنی در کشور را در پیش گرفت و به تایید محمدتقی مصباح یزدی تلاش نافرجامی برای ترور عبدالله نوری (وزیر کشور اول محمد خاتمی که توسط مجلس اصولگرای پنجم استیضاح شد) در مشهد صورت داد که به گفته وی در آخرین لحظات حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی عملیات را لغو کرد. او همچنین اطلاعات بیشتری از تلاش برای ترور وی در نماز جمعه تهران صورت می‌دهد که ناکام ماند و تنها موفق به ضرب شتم او و عطاءالله مهاجرانی شدند.
به گفته وی رهبران این گروه در فساد مالی و قاچاق نیز دست دارند.[۴۳]

روابط با دولت احمدی نژاد

حمایت از احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری از مواضع این سازمان بود. پس از به قدرت رسیدن وی برخی از رهبران این سازمان به پست‌های دولتی رسیدند. از جمله ذوالقدر معاون امنیتی وزیر کشور شد و محمدعلی رامین پست مشاوره دریافت کرد. مقامات دولت احمدی نزاد نیز بارها در جلسات این گروه حاضر شده و به تبادل نظر و ارائه گزارش پرداختند.[۴۴][۴۵][۴۶]
حسینی قائم مقام وزیر علوم نیز با حضور در جلسه این گروه به ارائه گزارش از وضعیت دانشگاه‌ها پرداخت. این حضور و سخنرانی در آستانه روز دانشجو که معمولاً با تظاهرات‌های دانشجویی همراه است انجام شد.[۴۷]

ارگان‌های مطبوعاتی

«یالثارات الحسین» ارگان مطبوعاتی و رسمی انصار حزب‌الله است که به صورت هفتگی در تهران منتشر و در سرتاسر ایران پخش می‌شود.[۴۸] شلمچه ارگان غیر رسمی این گروه بود که تعطیل شد. نشریه پرتو نیز که منتشر می‌شود به دیدگاه‌های این گروه نزدیک است. [۱۶]

۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه

زني قرباني هوس‌بازي‌هاي يک مرد!



«کاش هيچ وقت فرزاد را نديده بودم و فريب نگاه هوس آلود و حرف هاي چرت و پرتش را نمي خوردم! او ۲ بار سرم را کلاه گذاشت و احساساتم را به بازي گرفت، حالا هم پس از آن که به خواسته هاي شيطاني اش رسيده است مي گويد بهتر است به تهران برگردي و براي هميشه همديگر را فراموش کنيم! ۷ سال قبل نيز همين حرف ها را از او شنيدم و به هر سختي که بود فراموشش کردم اما نمي دانم چرا با شنيدن صداي او دوباره خام شدم و آبرو و حيثيتم را به باد دادم؟ حالا مي‌فهمم که اصلا نبايد با او هم کلام مي‌شدم چون پس از آن ديگرعقل از سرم پريده بود.نمي دانم با چه رويي به خانه برگردم و چه جوابي به خانواده ام بدهم.» اين مطالب بخشي از اظهارات زن جواني است که براي مشاوره به دايره اجتماعي کلانتري آبکوه مشهد مراجعه کرده بود. «شادي» در بيان قصه زندگي اش گفت: اهل تهران هستم و پس از آن که ليسانس گرفتم در شرکتي بزرگ استخدام شدم. پدر و مادرم از اين که مي ديدند از نظر مالي مستقل شده ام خيلي خوشحال بودند و آرزو مي کردند پسر خوب و شايسته اي به خواستگاري ام بيايد و هرچه زودتر ازدواج کنم. من هم دوست داشتم والدينم را به آرزوي شان برسانم و سعي مي کردم در مورد ازدواج خيلي منطقي و عقلاني فکر کنم. ۶ ماه گذشت و چند خواستگار برايم آمدند که به آن ها جواب رد دادم اما در اين مدت متوجه شدم يکي از همکارانم که به ظاهر پسري با وقار و متين به نظر مي رسيد مرا زير نظر دارد. «فرزاد» هر موقع فرصتي به دست مي آورد در مورد زندگي اش صحبت مي کرد و مي گفت تک پسر خانواده اش است و چند سال قبل پدرش را در حادثه رانندگي از دست داده است. او با نگاهي عاشقانه و ابراز عشق و علاقه در مدت کوتاهي مرا شيفته خودش کرد و ما به هم علاقه مند شديم اما درست زماني که قرار خواستگاري و ازدواج گذاشته بوديم به وعده هايش پشت پا زد و از تهران براي مشهد انتقالي گرفت. پسر مورد علاقه ام روز خداحافظي گفت: ۲ خواهر بزرگش درگير زندگي خودشان هستند و مجبور است براي مراقبت از مادر پيرش به مشهد نقل مکان کند. او در حالي مرا ترک کرد و به شهر خودش برگشت که احساس دلتنگي عجيبي داشتم و گاهي اوقات آن قدر دلم مي گرفت که به تلفن همراهش زنگ مي زدم و فقط گريه مي کردم.
پسر مورد علاقه ام را به سختي فراموش کردم
حدود ۴ ماه از انتقال فرزاد به مشهد گذشت و ما به طور تلفني با هم رابطه داشتيم ولي او کم کم خودش را کنار کشيد و خط درميان به تماس هاي تلفني ام جواب مي داد. با اين برخوردهاي پسري که از صميم قلبم دوستش داشتم اعصابم به هم ريخته بود و يک روز پس از آن که چند بار با تلفن همراهش تماس گرفتم و جوابم را نداد به محل کارش زنگ زدم و حسابي از او گلايه کردم. فرزاد آن روز خيلي خونسرد در جوابم گفت: بهتر است همديگر را فراموش کنيم چون ما به درد هم نمي خوريم و خانواده اش راضي به اين ازدواج نيستند. ضمن اين که فرد مناسب تري را براي ازدواج پيدا کرده است. من که اصلا انتظار شنيدن چنين حرف هايي را نداشتم احساس غرورم گل کرد و گفتم: اتفاقا خودم به اين نتيجه رسيده بودم چون تو پسر بي فرهنگي هستي و ما از نظر سطح خانوادگي هم خيلي با هم فاصله داريم و بهتر که براي هميشه از هم جدا شويم. آن روز اگرچه سعي مي کردم خيلي محکم و ظاهرا بي تفاوت با فرزاد حرف بزنم اما تا زماني که توانستم او را فراموش کنم عذاب زيادي کشيدم و هميشه خودم را لعن و نفرين مي کردم که چرا چنين راحت و ساده دلباخته پسري شدم و احساساتم به بازي گرفته شد. بالاخره به هر سختي که بود فرزاد را فراموش کردم و پس از گذشت حدود ۵ ماه، پسر يکي از اقوام که جواني تحصيلکرده است به خواستگاري ام آمد. من با مشورت خانواده ام به مصطفي جواب مثبت دادم و ما با هم ازدواج کرديم. شوهرم که مردي زحمتکش و باوقار است زندگي نسبتا مرفهي را برايم فراهم کرد و ما صاحب فرزندي شديم که الان به مهد کودک مي رود. من اگرچه از نظر مالي کم و کسري نداشتم و شوهرم مرد آرام و بي سر و صدايي بود اما او بسيار سرد و بي عاطفه برخورد مي کرد و در تمام سال هايي که زير يک سقف زندگي کرديم حتي براي يک بار هم تعريف و تمجيدي از او نشنيدم و هر وقت صحبتي به ميان مي آمد فقط از کارش حرف مي زد.مصطفي معتقد بود عاشقانه حرف زدن و توجه عاطفي به هم کار آدم هاي بي سواد و بي منطق است و او آن قدر سعي مي کرد منطقي فکر کند و خشک و رسمي برخورد مي کرد که گاهي احساس دلتنگي مي کردم و براي چند روز به خانه پدرم مي رفتم. متاسفانه شوهرم در روابط زناشويي نيز بسيار سرد و بي عاطفه بود و گاهي آن چنان خشن مي شد که از او مي ترسيدم. مصطفي راه درست زندگي کردن را بلد نبود و برايش مهم نبود من با چه سر و وضعي در خانه ظاهر شوم و...! حتي يک بار که شمع روشن کرده بودم با عجله شمع را خاموش کرد و گفت: مگر نديدي که چه قدر هزينه رنگ آميزي خانه شده است حواست را جمع کن چون دود شمع کربن دارد و ديوارهاي خانه را سياه مي کند!
گل زندگي ام در کولاک هوس هاي شيطاني يخ زد و پژمرده شد
شادي قطرات اشک را از روي گونه هايش پاک کرد و گفت: با برخوردهاي سرد همسرم از نظر عاطفي از او فاصله گرفتم و تنها دلخوشي ام فرزندم بود تا اين که پس از گذشت ۷ سال، يک روز ناگهان فرزاد را در محل کارم ديدم. او براي انجام ماموريت به تهران آمده بود. من سرم را پايين انداختم و بي تفاوت از کنارش رد شدم ولي لحظه اي که او اسمم را صدا زد و سلام کرد، انگار آتشي در وجودم به پا شد که فرق سرم را سوزاند. ناخودآگاه برگشتم و به صورتش نگاه کردم. فرزاد کمي پير شده بود و با لبخند تلخي که بر لب داشت گفت: «شادي»، خيلي دلم برايت تنگ شده است. نمي دانم چرا او را به داخل دفتر کارم دعوت کردم و ما لحظاتي در کنار هم نشستيم و از زندگي مان حرف زديم. فرزاد مي گفت: رسم زمانه اين است که عشاق واقعي به هم نمي رسند و شايد اگر ما با هم ازدواج مي کرديم اين قدر ارزش و قيمت عشق مان را درک نمي کرديم. او با ابراز عشق و علاقه ادامه داد: هميشه دنبال فرصتي مي گشتم تا از تو عذرخواهي کنم چرا که در اين سال ها هيچ وقت نتوانستم بگويم به خاطر گرفتاري ها و شرايط نابساماني که داشتم ناچار بودم ادعا کنم فرد مناسب تري را براي ازدواج پيدا کرده ام. اما اين را بدان که در تمام اين سال ها به فکر تو بوده ام و اين آتش عشق هيچ وقت در عمق وجودم خاموش نخواهد شد. حرف هاي احساسي فرزاد و نگاه هوس آلودش پس از گذشت ۷ سال مرا بيچاره کرد و متاسفانه زماني که از بين گفته هايش شنيدم همسرش را طلاق داده است دلم برايش سوخت. من که فريب چرب زباني هاي او را خورده بودم از سر ندانم کاري، حماقت بزرگي کردم و از آن روز به بعد تماس هاي تلفني ما برقرار شد. اين ارتباط شوم اوايل خيلي رسمي بود اما در مدت کوتاهي با توجه به پيشينه اي که از علاقه مندي بين ما وجود داشت به رابطه اي احساسي و عاشقانه ختم شد تا جايي که اگر روزي حداقل ۲ بار با تلفن صحبت نمي کرديم آن روز براي مان شب نمي شد. حرف هاي احساسي و تعريف و تمجيدهاي فرزاد باعث شد تا در مقايسه با رفتارهاي سرد و بي عاطفه شوهرم احساس کمبود کنم و از خودم مي پرسيدم مگر من از زنان ديگر چه چيزي کم دارم که همسرم اصلا مرا نمي بيند و توجهي نشان نمي دهد؟ متاسفانه با اين مقايسه هاي احمقانه روز به روز از مصطفي دورتر شدم و به وعده هاي دروغين فرزاد دل بستم. او يک روز بالاخره حرف دلش را زد و گفت: بايد هرچه زودتر از شوهرت طلاق بگيري و با هم ازدواج کنيم.
از خانه فرار کردم
من با تکيه بر حرف هاي فرزاد سر ناسازگاري گذاشتم و زندگي را براي شوهرم جهنم کردم. مصطفي که در برابر اين رفتارهايم غافلگير شده بود دست به دامان بزرگترهاي فاميل شد و حتي قول داد که از آن به بعد رفتار عاطفي و محبت آميزي داشته باشد ولي من فقط مي گفتم طلاق مي خواهم و نمي خواهم با تو زندگي کنم. ما مدتي با هم درگير بوديم و فرزاد هم در پشت صحنه با حرف هاي تحريک آميزش آتش بيار معرکه شده بود. مصطفي که از اين وضعيت خسته شده بود گفت اگر واقعيت را بگويي که چرا طلاق مي خواهي من هم حرفي ندارم و مي پذيرم. من در حالي که آماده شدم و قصد داشتم به خانه پدرم بروم در پاشنه در خانه گفتم: مي خواهم با مردي که در دوران مجردي به هم علاقه داشتيم ازدواج کنم و بايد طلاقم بدهي! شوهرم که با شنيدن اين حرف ها شوکه شده بود مرا از خانه بيرون کرد و موضوع را از طريق تلفن به مادر و پدرم اطلاع داد. خانواده ام ابتدا با برخوردي تند و خشن و سپس گفت وگو و مذاکره سعي کردند مرا به خاطر فرزندم از اين تصميم منصرف کنند اما فايده اي نداشت ، بالاخره با گذشتن از مهريه ام، طلاقم را گرفتم و مصطفي را با فرزندم تنها گذاشتم. «شادي» افزود: با اين وضعيت خانواده ام برخورد بسيار تندي با من داشتند و به شدت مرا تحت کنترل گرفته بودند. من در شرايط بسيار بدي قرار داشتم و در محل کارم نيز با هيچ کدام از همکارانم حرف نمي زدم. واقعا راهم را گم کرده بودم و از نگاه تحقيرآميز خانواده و آشنايان رنج مي بردم. چند بار تصميم گرفتم از اين راه غلط برگردم و خيلي براي بچه ام دلتنگي مي کردم اما به محض آن که صداي فرزاد را مي شنيدم دوباره خام مي شدم و نمي دانستم بايد چه کار کنم؟! از آ نجا که خانواده ام مي گفتند به هيچ وجه اجازه نخواهند داد با فرزاد ازدواج کنم تصميم احمقانه اي گرفتم و چند روز از محل کارم تقاضاي مرخصي کردم. من بدون اطلاع خانواده، از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم تا فرزاد را ببينم. ما ۲ روز با هم بوديم و او پس از آن که به هوس هاي پليدش رسيد رهايم کرد و گفت: ما نمي توانيم با هم ازدواج کنيم و بهتر است هرچه زودتر به تهران برگردي! وقتي دليل اين حرفش را جويا شدم او خيلي راحت گفت: من در ماموريتي که به تهران آمده بودم به تو دروغ گفتم چون نه تنها همسرم را طلاق نداده ام بلکه الان ۲ زن دارم و اگر تو هم بيايي قوز بالا قوز خواهد شد و...! «شادي» در پايان گفت: شايد شما هم بگوييد از يک فرد تحصيلکرده چنين اشتباه بزرگي بعيد است! اما همه چيز به همين سادگي که گفتم اتفاق افتاد. مي خواهم از طرف من به تمام دختران جوان بگوييد فريب حرف هاي احساسي و هيجاني را نخوريد و با بزرگترهاي تان مشورت داشته باشيد. هم چنين به تمام زنان و شوهران هم يک توصيه دارم و آن اين که قدر زندگي قشنگ خود را بدانيد، به همديگر توجه کنيد، براي هم وقت بگذاريد و در گفتار و حتي نگاه خود عاشقانه رفتار کنيد تا از قافله زندگي عقب نمانيد. درست است که من مرتکب اشتباه شده ام اما شوهرم نيز بي تقصير نبود چون او هم اشتباهات بزرگي داشت و هيچ وقت نتوانست محيط خانه مان را گرم و باصفا کند و هميشه سرد و تکراري بود.

۱۳۹۰ فروردین ۲۵, پنجشنبه

اتحاديه اروپا فهرست کامل مقام‌های ايرانی تحت تحريم را منتشر کرد

شماری از مقام‌های ایرانی مشمول تحریم‌های جدید اروپا
شماری از مقام‌های ایرانی مشمول تحریم‌های جدید اروپا
۱۳۹۰/۰۱/۲۵
به دنبال تصميم اتحاديه اروپا برای تحريم ۳۲ مقام و مسئول ايرانی به دليل نقض حقوق بشر در اين کشور، اين اتحاديه روز پنجشنبه نام و مشخصات اين افراد را منتشر و از کشورهای عضو خواست تا از ورود آنها به خاک خود جلوگيری کنند.

در فهرست منتشره اتحاديه اروپا نام ۱۳ فرمانده نيروهای امنيتی و انتظامی جمهوری اسلامی و ۱۹ قاضی و مقام قضايی که در سرکوب‌های دو سال اخير در ايران و صدور احکام زندان و اعدام برای معترضان دست داشته‌اند به چشم می‌خورد.

شورای تصميم‌گيری اتحاديه اروپا روز ۲۳ فرودين ماه در واکنش به نقض حقوق بشر از سوی مقام‌های ايران ۳۲ مقام مسئول در نظام جمهوری اسلامی را تحت تحريم‌های مالی و ممنوعیت سفر به اين اتحاديه قرار داد.

بر اساس اين مصوبه، کشورهای عضو موظف شده‌اند که اقدام‌های لازم برای جلوگيری از ورود اين افراد به خاک خود يا عبور آنها از اين کشورها به مقصدهای ديگر به عمل آورند.

همچنين اعضای اتحاديه اروپا بايد تمام منابع مالی و اقتصادی متعلق به افراد مورد تحريم را توقيف و ضبط کنند.

اتحاديه اروپا تأکيد کرده است که وضعيت حقوق بشر در ايران طی دو سال گذشته وخيم‌تر شده و ۳۲ مقام و مسئولی که نام آنها در فهرست اين اتحاديه آمده است در آزار و اذيت، شکنجه، زندان و اعدام فعالان مدنی، دانشجويان، اقليت‌های مذهبی و متهمان زير سن قانونی دست داشته‌اند.

فهرست اتحاديه اروپا به شرح زير است:

۱. اسماعيل احمدی‌مقدم: فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی. نيروهای تحت امر وی حملات وحشيانه‌ای بر ضد اعتراض‌های مسالمت‌آميز مخالفان صورت داده‌اند و شب ۱۵ ژوئن ۲۰۰۹ به کوی دانشگاه تهران هجوم بردند.

۲. حسين الله‌کرم: رئيس گروه انصار حزب‌الله و سرهنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی. وی از پايه‌گذاران انصار حزب‌الله بوده که مسئول خشونت‌های بی‌سابقه برای سرکوب اعتراض‌های دانشجويی در سال ۱۹۹۹، ۲۰۰۲ و ۲۰۰۹ است.

۳. عبدالله عراقی: معاون نيروی زمينی سپاه. وی مسئول مستقيم سرکوب تمام اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ ايران است.

۴. علی فضلی: معاون فرمانده بسيج و فرمانده سابق سپاه سيدالشهدای استان تهران (تا فوريه ۲۰۱۰). سپاه سيدالشهدا مسئول امنيت استان تهران است و نقش کليدی در سرکوب وحشيانه اعتراض‌های سال ۲۰۰۹ ايفا کرد.

۵. حسين همدانی: فرمانده سپاه محمد رسول‌الله از سال ۲۰۰۹. سپاه محمد رسول‌الله امنيت تهران بزرگ را برعهده دارد و نقش اساسی در سرکوب‌های خشونت‌بار سال ۲۰۰۹ داشته است. اين سپاه همچنين اعتراض‌های روز عاشورا در دسامبر ۲۰۰۹ و پس از آن را سرکوب کرد.

۶. محمدعلی جعفری (عزيز جعفری): فرمانده‌کل سپاه پاسداران. سپاه و قرارگاه ثارالله از سوی محمدعلی جعفری فرماندهی می‌شوند. وی در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۸ به طور غير قانونی دخالت کرد و نقش مهمی در بازداشت و دستگيری فعالان سياسی و همچنين سرکوب اعتراض‌های خيابانی داشت.

۷. علی خليلی: فرمانده سپاه پاسداران و مسئول واحد درمانی قرارگاه ثارالله. وی با ارسال نامه‌ای به وزارت بهداشت جمهوری اسلامی در روز ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹، از آن خواست تا هيچگونه سند يا گواهی پزشکی برای مجروحان و کسانی که به دليل اعتراض‌های خيابانی بستری می‌شدند صادر نکند.

۸. بهرام حسينی مطلق: فرمانده سپاه سيدالشهدای استان تهران.

۹. محمدرضا نقدی: فرمانده بسيج. وی به عنوان فرمانده بسيج از اين نيروها برای سرکوب خشونت‌بار اعتراض‌های روز عاشورا سوء استفاده کرد که در نتيجه اين خشونت‌ها، ۱۵ نفر کشته و صدها نفر نيز بازداشت شدند. وی پيش از انتصاب به عنوان فرمانده بسيج در اکتبر سال ۲۰۰۹، مسئول امور اطلاعاتی اين نيرو بود که از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات بازجويی می‌کرد.

۱۰. احمدرضا رادان: معاون فرمانده پليس امنيت ايران. وی که از سال ۲۰۰۸ به اين سمت منصوب شده است مسئول ضرب و شتم، قتل، بازداشت‌های خودسرانه و دستگيری معترضان است.

۱۱. عزيزالله رجب‌زاده: فرمانده پيشين نيروی انتظامی تهران بزرگ (تا ژانويه ۲۰۱۰). وی به عنوان فرمانده نيروی ضربتی پليس تهران بزرگ، بالاترين فرمانده متهم در پرونده کشته شدن بازداشت‌شدگان در کهريزک است.

۱۲. حسين ساجدی‌نيا: فرمانده نيروی انتظامی تهران، معاون سابق پليس امنيت ايران که مسئوليت عمليات نيروی انتظامی را بر عهده دارد. وی متهم به همکاری با وزارت اطلاعات در اقدام‌های سرکوبگرانه در پايتخت ايران است.

۱۳. حسين طائب: فرمانده سابق بسيج (تا اکتبر ۲۰۰۹). وی در حال حاضر معاون فرمانده سپاه در امور اطلاعاتی است. نيروهای تحت امر وی در ضرب و شتم وسيع، کشتار، بازداشت و شکنجه معترضان دست دارند.

۱۴. سيدحسن شريعتی: رييس دادگاه انقلاب مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اولیه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۱۵. قربانعلی دری نجف‌آبادی: دادستان کل کشور تا سپتامبر سال ۲۰۰۹ (وزير اطلاعات دولت محمد خاتمی). وی در مقام دادستانی کل کشور دستور برگزاری دادگاه‌های فرمايشی را پس از اعتراض‌های اوليه به نتايج انتخابات رياست جمهوری صادر کرد. در اين دادگاه متهمان از حقوق اولیه و دسترسی به وکيل محروم بودند. وی همچنين مسئول آزار و اذيت‌های رخ داده در کهريزک است.

۱۶. حسن حداد(الياس حسن زارع دهنوی): قاضی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران. وی مسئول پرونده بازداشتی‌های پس از انتخابات و ارعاب خانواده‌هايشان برای وادار کردن آنها به سکوت است. حسن حداد از افرادی است که دستور فرستادن بازداشتی‌ها به کهريزک را صادر کرده است.

۱۷. حجت‌الاسلام سيدمحمد سلطانی: قاضی دادگاه انقلاب در مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اولیه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۱۸. علی اکبر حيدری‌فر: قاضی دادگاه انقلاب تهران. وی در محاکمه‌های پس از انتخابات مشارکت داشت.حيدری‌فر از سوی قوه قضاييه به دليل پرونده کهريزک مورد بازخواست قرار گرفت. وی از جمله افرادی است که دستور اعزام معترضان بازداشتی به کهريزک را صادر کرده بود.

۱۹. عباس جعفری دولت‌آبادی: دادستان تهران از سال ۲۰۰۹. دادستانی زير نظر وی عليه شمار زيادی از معترضان از جمله شرکت‌کنندگان در تظاهرات روز عاشورا (دسامبر ۲۰۰۹) اعلام جرم کرد. وی دستور تعطيلی دفتر مهدی کروبی در سپتامبر سال ۲۰۰۹، بازداشت ده‌ها فعال سياسی را صادر و فعاليت دو حزب سياسی اصلاح‌طلب را در ژوئن ۲۰۱۰ ممنوع کرد. اين دادستانی، معترضان را به محاربه متهم کرد که حکم آن مرگ است. دادستانی تهران همچنين دستگيری فعالان اصلاح‌طلب و حقوق مدنی و روزنامه‌نگاران را به عنوان بخشی از سرکوب‌های پس از انتخابات در دستور کار خود قرار داده است.

۲۰. محمد مقيسه (مشهور به ناصريان): قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران. وی يکی از دست اندرکاران پرونده‌های متهمان بازداشتی پس از انتخابات است. مقیسه در جريان محاکمه‌های ناعادلانه برای فعالان سياسی، اجتماعی، روزنامه‌نگاران، احکام طولانی مدت حبس و چندين حکم اعدام نيز برای برخی ديگر از اين فعالان صادر کرده است.

۲۱. غلامحسين محسنی اژه‌ای: دادستان کل کشور از سپتامبر سال ۲۰۰۹ و سخنگوی قوه قضاييه (وزير سابق اطلاعات در دولت اول محمود احمدی‌نژاد). زمانی که وی مسئوليت وزارت اطلاعات را در دوران انتخابات بر عهده داشت، عوامل اطلاعاتی زير نظر وی مأمور دستگيری، شکنجه و اخذ اعتراف‌های دروغين از صدها تن از فعالان، روزنامه‌نگاران، ناراضيان و سياستمداران اصلاح‌طلب بودند. علاوه بر اين، خانواده‌های افراد بازداشت‌شده هدف باج‌گيری، ارعاب و آزار و اذيت مأموران وزارت اطلاعات قرار داشته اند.

۲۲. سعيد مرتضوی: رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و دادستان پيشين تهران تا ماه اوت ۲۰۰۹. وی به عنوان دادستان تهران احکام بازداشت صدها تن از فعالان، روزنامه‌نگاران و دانشجويان را صادر کرد. پس از اينکه نقش وی در کشته شدن سه تن از معترضان در کهريزک به اثبات رسيد در اوت ۲۰۱۰ از مقام خود کنار گذاشته شد.

۲۳. عباس پيرعباسی: قاضی شعبه ۲۶ و ۲۸ دادگاه انقلاب تهران. وی از مسئولان رسيدگی به پرونده‌های پس از انتخابات است و در جريان محاکمه‌های ناعادلانه بر ضد فعالان حقوق مدنی احکام طولانی مدت زندان و همچنين اعدام برای معترضان صادر کرده است.

۲۴. امير مرتضوی: معاون دادستان مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق اولیه برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۲۵. ابوالقاسم صلواتی: قاضی و رئيس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب. وی قاضی دادگاه‌های نمايشی معترضان انتخاباتی در تابستان ۲۰۰۹ است. وی برای برخی از سلطنت‌طلب‌ها که به دادگاه آورده شده بودند احکام اعدام صادر کرد. صلواتی برای بيش از يکصد زندانی سياسی، فعال حقوق مدنی و تظاهرکننده احکام طولانی مدت زندان صادر کرده است.

۲۶. اژدر ملک شريفی: رئيس دادگستری آذربايجان شرقی. وی مسئول محاکمه سکينه محمدی آشتيانی است.

۲۷. احمد زرگر: قاضی شعبه ۳۶ دادگاه تجديد نظر تهران. وی مسئول تأييد احکام حبس طولانی مدت و اعدام صادره عليه معترضان است.

۲۸. علی اکبر يساقی: قاضی دادگاه انقلاب مشهد. محاکمه‌های فوری زير نظر وی پشت درهای بسته انجام می‌شد، بدون اينکه متهمان از حقوق ابتدايی برخوردار باشند. متهمان در اين دادگاه تحت فشار و شکنجه مجبور به اعتراف می‌شدند. اين دادگاه بدون طی کردن مراحل قانونی و دادرسی عادلانه احکام وسيع اعدام صادر کرده است.

۲۹. مصطفی بزرگ‌نيا: رئيس بند ۳۵۰ زندان اوين. وی مسئول خشونت نامتعارف عليه زندانيان است.

۳۰. غلامحسين اسماعيلی: مسئول سازمان زندان‌های ايران. جرم وی همدستی در بازداشت وسيع معترضان سياسی و همچنين فراهم کردن پوشش برای آزار و اذيت زندانيان است.

۳۱. فرج‌الله صداقت: دستيار مديرکل سازمان زندان‌ها در تهران و رئيس سابق زندان اوين تا اکتبر ۲۰۱۰ است که در دوران رياست وی بر اين زندان، شکنجه اعمال می‌شده است. وی بارها زندانيان را مورد تهديد و فشار قرار داده است.

۳۲. محمدعلی زنجيری: معاون رئيس سازمان زندان‌ها که مسئول آزار و اذيت و محروم ساختن زندانيان از حقوق اوليه خود است. وی دستور داده بود که بسياری از زندانيان به سلول انفرادی منتقل شوند.

۱۳۹۰ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

«افشاگری بی‌سابقه» عادل فردوسی‌پور: سانسور و بازبینی در صداوسیما

۱۳۹۰/۰۱/۲۳
«ما هنوز نمی‌توانیم روال عادی برنامه را آغاز کنیم، چون آیتم‌هایی که باید بازبینی می‌شده، از پنج و شش بعدازظهر هنوز بازبینی نشده، ما مجبوریم الان پیام بازرگانی ببینیم، بعد ببینیم چه خواهد شد. ان‌شاءالله که دوستان مساعدت می‌کنند و آیتم‌ها را می‌رسانند. زیرا فکر می‌کنم این وقت خیلی برای مردم اهمیت دارد.»

این‌ها گفته‌های عادل فردوسی‌پور در آغاز برنامه ورزشی دوشنبه‌شب ۹۰ است.

تهیه‌کننده و مجری این برنامه بعد از گفت‌وگو با مربی و کاپیتان تیم نابینایان ایران که عنوان قهرمانی جهان را کسب کرده‌اند، درخواست پخش مجدد آگهی‌ها را داد و سپس برخلاف ریتم همیشگی این برنامه، با بخش «دوربین نود» برنامه را ادامه داد.

او سپس گفت: «‌اگر نوار‌ها نرسند باید همگی جمع کنیم و به خانه برویم.»

بخش فارسی سایت گل این اتفاق در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران را با تی‌ر «این بار بازبین پخش توکار عادل گذاشت» پوشش داده است.

این نخستین بار است که در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، یک مجری و تهیه‌کننده در برنامه زنده تلویزیونی از نحوه بازبینی نوار‌ها انتقاد می‌کند.

اما آیا پدیده بازبینی نوار‌ها فقط مختص برنامه ۹۰ است؟ همچنین آیا تعلل مسئول بازبینی در پخش شبکه سوم سیما برای رساندن نوار‌ها، آن هم در شرایطی که برنامه آغاز شده و روی آنتن است، اتفاق تازه‌ای محسوب می‌شود؟

سانسور

اولین نکته‌ای که باید اشاره کرد این است: «بازبینی قبل از پخش» در صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران، بیش از آن که جنبه فنی داشته باشد، برای سانسور و قیچی کردن به کار می‌رود و همه‌روزه نوارهای بسیاری که ورقه حاوی اشکالات، به صورت تا شده در جلد آن قرار گرفته، از داخل اتاق بازبینی برگشت داده می‌شوند.

اما از طرفی هر روز، برنامه‌هایی از صداوسیما پخش می‌شود که ریختگی نوار‌ها، تغییر ناگهانی صدا در نوار، پرش‌های متعدد در تصویر، اینسرت‌های غیر مرتبط و ایرادهای فنی فراوانی از این دست در آن مشهود است.

کلیه آن نوار‌ها نیز مشمول بازبینی پخش بوده‌اند و امضای مسئول بازبینی به عنوان تایید نوار و تاکید بر بی‌نقص بودن آن ذیل «برگه پخش» که امضای مدیر گروه مربوطه را نیز دارد، درج شده است.

«بازبین» در صداوسیما فعالیتی مشابه «بررس» یا ممیز در وزارت ارشاد را دارد. هر دو دست‌اندرکار ممیزی و سانسور هستند.

مسئول بازبینی مسئولیت حذف «تصاویر مورددار» را بر عهده دارد. این تصاویر می‌تواند چند تار موی خانم مصاحبه‌شونده باشد یا برجستگی اندام یک کشتی‌گیر یا وزنه‌بردار در نماهای نزدیک.

تصمیم و رفتار او در قبال تصاویر نیز مبتنی بر سلیقه شخصی اوست. سلیقه اغلب بازبین‌ها در سازمان صداوسیما نیز متاثر از روابط آن‌ها با تهیه‌کنندگان است.

گاهی زمان از دست می‌رود و تهیه‌کننده برای اصلاح موارد قید شده در بازبینی، فرصت کافی برای حضور در اتاق تدوین را ندارد.

روابط زیر میزی

در طول سال، بسیاری از برنامه‌ها به خاطر تعلل مسئول بازبینی به پخش نمی‌رسند و مسئول پخش برای پر کردن وقت در نظر گرفته شده، ناگزیر از تصاویر آرشیوی، پخش سرود، آگهی بازرگانی و میان‌برنامه‌های تکراری استفاده می‌کند.

شکایت از مسئول بازبینی به مدیر شبکه نیز بی‌فایده است. زیرا خط قرمزهای این سازمان همیشه تاویل‌پذیر هستند و بازبین‌ها می‌توانند تصمیمات خود را توجیه کنند. اغلب تهیه‌کنندگان، به اصطلاح برای این که کارشان راه بیفتد، چاره‌ای جز نزدیک شدن به مسئولین بازبینی و ایجاد روابط زیر میزی ندارند.

اغلب بازبین‌ها از «برآورد مالی» برنامه‌ها در امور مالی شبکه مورد نظر مطلع هستند و برخی از آن‌ها که اهل روابط زیر میزی هستند، مبلغی بین دو تا پنج درصد از کل برآورد هر قسمت را مطالبه می‌کنند.

برخی تهیه‌کنندگان اما هرگز زیر بار روابط زیر میزی نمی‌روند و به همین خاطر، دستیاران آن‌ها دائماً بین اتاق تدوین و بازبینی پخش، در رفت و آمد هستند!

حال پرسش این است: آیا سانسورچی مستقر در پخش شبکه سوم سیما «تصاویر مورددار» بازی راه‌آهن ری و پاس همدان را بهانه‌ای برای ضربه زدن به محبوب‌ترین برنامه تلویزیونی در صداوسیما قرار داده است؟

نمی‌توان با قطعیت پاسخ این سوال را داد. اما دست‌کم تردیدی در این نکته وجود ندارد که عادل فردوسی‌پور اهل بده‌بستان‌های رایج در صداوسیما و پرداختن درصد برای مصالحه با بازبین‌ها نیست.
radio farda